سلام خانوما
یه مشکل جدی و بدی دارم.
چهارساله ازدواج کردم. اوایل ازدواج خیلی سر خانواده شوهرم مشکل داشتیم یبار بحثمون شد درباره مامانش با مشت کوبید رو شیشه ماشین سمتی که من نشستم. مامانمم دید.
مشکل من اینه که بصورت ناخوداگاه هر دوسه روز یبار که بامامانم تلفنی حرف میزنم هرچی توخونم پیش اومده رو براش تعریف میکنم.
اونم هرسری اون حرکتی که ازشوهرم دیده رو برام دوباره میگه.
خیلی ناراحتم. نمیدونم چرا اینکارو میکنم و نمیتونم خودمو کنترل کنم چکارکنم تا دید مامانم ب شوهرم خوب بشه و دیگه هی امار زندگیمو بهش ندم؟