2777
2789
عنوان

دلم شکسته...

78 بازدید | 5 پست

نمدونم .. چرا اینا رو اینجا میگم ولی... 

( اول بگم ک من کلاس نهمم و نمتونم دائم برم سرکار پس قضاوت نکنید ...) 

دلم گرفته از اینکه پدر و مادرم بهم پول تو جیبی نمیدن ... منظورم این نیس ک باید بهم بدن اخه از اول از هر موقعی  ک یادم میاد حتی هزار ت بهم پول ندادن ک بگن برو واس خودت یک ادامس بخر.... جالب اینجاس ک نه بازار میریم نه فروشگاه نه چیزی هم میخره برامون .. نه پول میده تازع جای جالبیش اینحاس ک  مثلا عید اینا باشه پول عیدی هامم میگیره..🙃💔

دلم میخواد یک بار با لباس نو برم جایی دلم میخواد حتی  برای یک بارم ک شده لباسی و شلواری تنم باشع ک با تظر خودم و سلیقه ی خودم باشه نه اینکه کسی بهم لباس بده ( منظورم اینکه مثلا عمه ام لباس های کهنه و چیزایی ک لازم نداره رو مینداره تو پلاستیک و میذه به ما ..) 

دیگ خسته شدم از پس لباس دیگرانو پوشیدم.. 

دیگ خسته شدم از اینکه تحمل کنم حرف دیگرانو ک چقدر لباسات کنهس چرا کیفت پارس ..؟ چرا روسریت رنگ و روش رفته...💔


دلم میخواد لاغر تو مدرسه یک کیف نو داشته باشم .

 یک کیف دارم ک از کلاس ۲ و۳ دارم  

ک تا الان میشه ۷ سال ..در و داغون شده... ( کیف مدرسه منظورمه ) خجالت میکشم با اون برم مدذسه.. 

فرم مدرسه هم مال خواهرم بود ک سه سال دبیرستان با اون رفته و بعدش داده به من ک منم این سال سومه ک میپوشمش... ک شده ۶ سال روهم...

 

یک باز ک تو مدرسه بودم ( پایین زیپ کبفم پاره شده بعد اومدم کیفو ژیپشو ببندم ک از اون پارگی کنده شد و زیپ در رفت ..) اومدم تو مدرسه به یکی از همکلاسی هام ( کسایی ک تاپیک های قبل هام رو خوندن گفتم تنهام و دوستی ندارم ..) گفتم میتونی زیپ رو جا بزنی‌.

یکم تلاش کرد و یکم بعذش گفت نه نمیشه  خب کیفت خیلی در و داغونه و خراب شده کاملا( با راحتی گفت ) خب یکی دیگ بخر کیفا ک قیمتی ندارن..🥲

مگه من خرم ک از دستی چیزی نخرم..💔💔

لازم به ذکره ک چون تو ۹ ماه نمتونم برم سرکار و مدرسه و درس دارم تو تابستون میرم و سرکار و امتحان کردم ک پدرم کل پولمو میگیره..💔


از این ناراحتم ک حد اقل لباس و شلوار اینا ندارم لاغر یک چادر داشتم ک اگر جابی رفتیم با چادر لباس های کهنه ام رو پنهون کنم...🙃💔



ببخشید طولانی شد کلا مت چزت و پرت خیلی میگم..



اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم 

تحمل کن آبجی بعد از هر سختی آسانی است 

درستو خوب بخون و به حرفای کسی اهمیت نده بعد که موفق شدی به خودت افتخار میکنی که با همچین شرایطی موفق شدم بعدش دانشگاه و ... مستقل میشی دستت تو جیب خودته ...

🧑💻

کلا یک چادر کهنه دارم ک ادم خجالت میکشه ک اونو بپوشه اصلا...

کل وسیله هام تو یک جعبه ی  خیلی کوچیکه...

کل وسیله  هام ( غیر از کتاب های درسی و چند تیکه لباس کهنه ) ..

نمدونم چرا پدرم و مادرم برامون وقت نمیزارن ...( کلا دوتا بچه ایم منو و خواهرم ( خواهرم ۱۷ سالشه ) 

 همش خودشونو درگیر میکنن صبح تا بعد از ظهر میرن سرکار از ساعت ۶ صبح تا ۵ عصر و مادر ۳ عصر میاد... 

مادرم به دلیل ( بازم تو تاپیک های قبل گفنم پدر بزرگم تصادف کردن ) به همون دلیل بیشتز روزا میره خونه ی مامان خودش ( مادر بزرگم ) تا اخرین قطار ک بیاد به سمت خونمون... 

شبم ک بیاد میرع تو گوشیش..‌‌هیچکار نمیکنه.. خیلیم اضافه وزن داره  به شدتت یعنی...

همه کارهای خونرو خودم انجام میدم ( جارو میکنم . ظرف میشورم . گرد گیری میکنم . لباس میشورم ..و....( لازم به ذکره ک خواهرم کنکور داره  و همش ذر گیر درس و سالن مطالعه و... هس )) حالا ابنا زیاد مهم نی. 

کل ا میگم ینگاری دختر زاییده تا کلفتیشو کنه...💔

بعد خونه ملت ک میرع  و بر میگردیم میکه اه چقدر خونشون کثیف بود حالم بهم خورد اه....

دلم میخواست در جوابش بگم .. خب اگر من کارای خونرو نکنم ک همبنجوری کثییف میشه .. کسیم ک نیس به جز من کارارو  انجام بده... حالم از کار کردن بهم میخوره... ( ولی در جوابش گفتم.. ازه کسسی ک کارای خونرو انجام ندع خونه کثیف میشه دیگ.😐) 

خونه ملتم ک میرم مامانم هی چپ چپ نگاه میکنه ک برم کارلشونو انجام بدم ... 

مهمونی ک میرم کلفتی میکنم ... خونه خودمونم کلفتی میکنم انگاز... انگاری ک دختر باید کلفت ملت باسه...🥲💔


کسایی ک میشناستمم میدونن ک من درونگرام .. با خانوادم راحت نیستم از دار دنیا دو رفیق داشتم ک امسال به لطف مدیرای عزیز و گرامی مدرسه از هم جدا شدم و دیگ تنهام هم تو مدرسه هم ط خونه..

پدرم ک از سرکار میاد ( با پدزم ک اصلا  و ابدن راحت نیستم ... کل حرفای روزان و شبا درحد سلام و شب بخیر نمدونم شام کی بزارم از اینا نه چیز دیگ ) 

با مادرم کمی از پدرم بیشتز ( اونم در حد اینکه بگم خوبی و نمره ی فلان درسم انقدر شده در همین حد ) 

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

نمدونم چرا ولی خستم....

از اینکه امید ندارم... 

از اینکه برای پدز و مادرم  مهم نیستم..💔

از اینکه دلم نمیخواد برم جایی ( اجتماعی نیسم و درونگرام) 

دلم میخواد یکبارم شده برم بازار... لباس بخرم هرچچیی دلم میخواد بخرم. واس خودم ساعت  ها تو بازار و فروشگاها بگردم... 


ولی نمیشع .. پدزم همش پولامو میگیره و پولم نمیده . چیزیم نمیریم بخریم..🥲💔


با اینکه وضغ مالیممون بد نی هم مامانم هم بابام هردو میرن سرکار ...💔

بازم نمدونم یگناری واسشون مهم نیستبم..

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم 

تحمل کن آبجی بعد از هر سختی آسانی است  درستو خوب بخون و به حرفای کسی اهمیت نده بعد که موفق شدی ...

خب اصلا .. وقتی نمره ی خوبی میگیرم واسشون مهم نی انگاری الکی الکی نمره ی ۲۰ گرفتم.. 

مثلا پارسال مث سگ علوم رو خوندم شدم ۱۹ و نیم  ک چصشم نبود( با عرض پوزشش‌ اعصابم خوردهه ..) 

حالا امثال سالل نهمم حجم درسا خعلیه و سخته نمتونم همزمان کلفتی کنم هم درس بخونم همم اشپپزی کنم همم لباس بشورم هم ظرف بشورم و... 

نمره ی علوومم و بقیه درسام کمی افت کرد ولی علومم خعلی افت کردم... 

عصبانی شد و گفع این چه نمره ایه....؟ 

وقتی من تمام تلااشمو میکنم تا یک نمره خب بگیرم و براتون مهم نی پس چرا نمره بدع ام مهمه ..؟🥲💔

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم 

خب اصلا .. وقتی نمره ی خوبی میگیرم واسشون مهم نی انگاری الکی الکی نمره ی ۲۰ گرفتم..  مثلا پارس ...

خب بگو وقتی نمره خوب میگیرم براتون مهم نیست اهمیت نمی‌دین چرا نمره بدو میکوبین تو سرم

🧑💻

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792