من کلا ی تایمی از زندگیمو با ی همزاد سر کردم در حالیکه نمیدونستم اصن چیه فقط یادمه شبو روز نداشتم
ن خواب درست درمون ن هیچی
یکسره میدیدمش با شکلای مختلف به صورت اعضای خانوادم میدیدمشون بیشتر تایما
و اینکه یبارم احظار جن کردیم ک بازم ی اشتباه بزرگی بود
کلا از دنیاشون شدیدا میترسم و اصلا دیگه سمت این چیزا نمیرم