من جذبم بیشتر برا ازدواج بود ....جایی میرفتیم با دوستامون قبلش تصور میکردم ی پسر مطمئنم منو میبینه و ازم خوشش میاد ...تو ذهنم کلا هر لحظه هر ثانیه رویا بود ک اتفاقه میفته ..همین هم میشد ..
ب خاطر همین جذب با شخص موزد علاقم ازدواج کردم ...همو نمیشناختیم ولی جذبش کردم ...حتی پسزای فامیل خوشم میومد ازشون ولی واسه ازدواج نه ولی با جذب دنبالم بود و خواستگاری میکردن ...
واسه دانشگاه ...تفریح مسافرت بیشتر خیلی تو زندگیم تاثیر مثبتشو دیدم ..ماشین ظرف چیزای کوچیک حتی ...باید با این فکرا زندگی کنی خودتو تو اون شرایط،تصور کنی اون چیزی ک دوس داری