انشالله که به اونجاها نرسه میبینی واست حرف دربیارن.بعد کارهم از کار گذشته
من ازدواجم سننی بود رفتم گواهی گرفتم ارتجاعی بود مال من.به خانواده شوهرم نشون دادیم من فکر کردم اونا به شوهرم گفتن اونام به هوای اینکه من میگم بهش.اونم خبرنداشت تااینکه توی عقدرابطه داشتیم خون نیومدازمن شوهرم میخواست دعوا راه بندازه و کلی حرف و تهمت تا برگه رو کوبوندم تو صورتش