2777
2789
عنوان

علی

248 بازدید | 12 پست

 داستانی شنیدم که دوس دارم تعریفش کنم:

می گن یه روز مولا علی (ع) توی بیابونی بودن،قنبرغلامشون باچندتاشتر هم پیششون بودن

یه رهگذری که ازاونجا رد می شده،پیش حضرت میاد ومیگه یاعلی گرسنه هستم میشه اگه چیزی داری بهم بدید

علی رو به قنبر می کنه ومیگه یه نون بهش بده

قنبرمیگه یاعلی نون جلودست نیست،پیچیده شده توسفره

علی میگه عیب نداره باسفره ش یه جابهش بدش

میگه  آخه آقاسفره همراه بار پیچیده شده

_پس بار روهم باسفره بهش بده

_آخه بار روی شتره بسته شده

_شتر وبار وسفره وباهم بهش بده😡

قنبرادامه نداد ودوید تا فرمان رو انجام بده

یکی ازقنبر پرسید چی شد؟

قنبرگفت من علی رو می شناسم،اگه ادامه میدادم میگفت قنبر رو هم باشتر و بار بدید بره


                             (یاعلی)


احترام احترام میاره....

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز