2777
2789
عنوان

پدرشوهرم .....

177 بازدید | 8 پست

پدرشوهرم داییمه 

بچم ۲ سال نیمه 

امشب تنها بودیم من نشسته بودم رو حیاط کنارش 

گفت بچه تنها مونده دیگه نه ؟  جا خوردم آروم گفتم مگه خر شدیم فک کنم شنید 

گفت  بالاخره یه داداش میخواد تا من نمردم 

گفتم اون که خدا نکنه ولی سخته  

دیگه هم بلند شدم اومدم بیرون 

من کل با بارداریم جا خوابم  و کلش با سرکلاژو پساری و آمپول شیافه 

سر این بچمم داغش نباشه تا الان جیگر برام نمونده  تازه الان خوابش منظم شده ولی غر و لجکاریش شروع شده  ۲.۵سالشه  جدی بی اعصاب شدیم منو شوهرم 

از طرفی من امسال قصد دارم برم لیسانس بگیرم 



راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

میگم وقتی پدرشوهرم میگه یعنی در اصل این حرف مادرشوهرم خواهرشوهر هست  چه جوابی بدم ؟

ول کن. اگر تک فرزندی دوست دارید دست خودتونه. اما به خاطر عقاید قدیمی پدرشوهر و مادرشوهرت دلیل نداره دنبال جواب باشی که مثلا دهنشونو بسته باشی. حالا یه چیزی هم گفتن چه اشکال داره. در نهایت تصمیم خودتون الویت داره

برا من همه اون مشکلات توی بارداری ک گفتی+ نتونستن طبیعی زایمان کردن سز اورژانسی شدن+ پارکی بخیه سزارین و عفونت و یک ماه کامل مرگ. اونم تنها توی شهر غریب

یکی میگه بچه بیار دلم میخواد دهنشو جر بدم. توام دهنشونو جر بده. اه

تواگر دغدغه‌ات مردم شام و یمن است/من دلم پیش غریبی‌ست که نامش وطن است🥀🤡مـــــردیم از خوشـــــــی🤡

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز