2777
2789
عنوان

شوهرم

362 بازدید | 34 پست

سلام خانوما خیلی دلم گرفته 😔

از خودم بیشتر شوهرم بداخلاق عصبیه شده گاهی خیلی خوب باشه باهاما ولی از ۱۰۰ ۷۰ درصد مواقع اخلاقاشو دوست ندارم مثلا یک اخلاقش اینه دوس نداره من پیشرفت کنم خودم حس میکنم مثلا الان من از ۱۰۰ ۵۰ درصد رانندگی بلدم ولی یه ترس تو وجودم ک میگم اگ جایی بزنم شوهرم چی میگ آخه خیلی حساس زو ماشین یا مثلا نمیگ تنهایی وردار بزو یاد بگیر اصلا پشتم نیس من ب زور اون ۵۰ درصد یاد گزفتم😔کارمند دادگستری ماهی تازه شده ۱۱ تومن حقوقش اصلا کفاف جینگولک بازی ک تازگی خانوما راه انداختن نمیده(کاشت ناخن و خدمات زییایی و گرونی لباس  و وسایل خونه.....)ولی خب کارت حقوقش دوتایی استفاده می‌کنیم اگ نیاز داشتیم چیزی میخریم ولی واقعا کفاف نمیده ولی خب من میسازم از خیلی ارزوهای ساده گذشتم  یا مثلا شده مهمونیا مامانم چون کارمند بزام لباس یا کفش بخره چون پول خودمون نمیرسه خیلی ناراحت میشم و هم خوشحال از خرید. نمیدونم درک میکنین یانه خیلی فشار رومه مانتو دیگ زیر ۱ تومن چیز خوبی نیس خودتون مییینید دیگ با این چیزا آدم خوشحال میشد ولی حالا بیا اخلاق بدشم تحمل کن.امشب تت‌ ماشینیم رسیدیم دم در بهم با لحن بد میگ بزو درو وا کن منم بدم اومد

گفتم من چزا باز کنم مگه نوکرتم آخه خانوما بهم این زوزا کم توجه میکنه آخه معدش درد میکنه چند هفتس ازمایش اینا رفته آخه دلیل نمیشه ک بهم  توجه نکنه.گف اره نوکزمی منم از حرص یواش زدم زو سرش اونم یدونه محکمش زد 😭داریم پله هارو میریم  بالا من رفتم بالاطبقه اول مادرشوهرمه با کلید درشو وا کرده رفته تو انگار ن انگار من بالا بدون کلید مننظرشم منم داد زدم گفتم بیا بالا درو وا کن برگشته جلو اونا میگ بیا کلید بگیر بزو ساعتم ۱۲ شب.

آخرش اومد بالا پسزمم عمش اونجا بود موند پیشش ولی حرصی شدم زنگ زدم گفتم بیارش بالا ب خواهر شوهرم خداروشکر اونا خیلی خوبن گف چشم میارم خلاصه این رفت آورد ولی دیگ حرصم دراورده فقط خاستم درد دل کنم باهاتون😔الانم جدا خابیدم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گرونیه وضع همه همینه منم‌ تابستون‌پارسال مانتو خریدم ۲تاباااینکه درآمدشوهرم بیشتر ولی هیچی نمیمونه هممش میره برای قسط ووام‌کرایه و...

بعد گفته برو درو واکن‌چیز بدی نگفته تو حساس شدی


خیلی بده از کنارم رد میشه میگم چته دردتو بگو بهم با لحن بد میگ بزو بابااااا دیگ ازش بریدم خیلی عصبی شده گاهی کتکم زده البته منم صدامو میبرم بالا میزنه منو😔میگم خدایا چقد بدبختم اول زندگیم چی فکر میکردم چی شدم میدونین کلا اخلاقش اینجوری ک مردسالاره  تنها چاره م اینک مستقل بشم از لحاظ مالی تا زور نگه بهم. اونروز زن یکی از فامیل هاشونو تو اینستا نشونش دادم ک دختره همسن منه دوقلو هم داره خانم بیوتی تراپیست (از اونا ک فیشیال پوست انجام میدن)خانم ماهی ۲۰ تومن درآمد داره بعد میگ وااای بیچاره شوهرش چه بلند پرواز و سلیطه 

چون دستش تو جیب خودشه واس اون اونجوری گف

بخدا من و فقط نصیحت میکنن شما هم همینطور 

والا رستوران میزی میبینی صف کنسرتا پز آدم  زنا با بهترین لباسا بهترین سفرها وضع هیچکس بد نیس.

منم میگم زندگی کا مندی داریم و مامانم نبود اون خوشحالی کوچیکارو هم نمیتونستم بکنم. مامانم خیلی کمک احوالمونه. ولی این شوهرم خیلی مرد سالاری هیچوقت مشوقم نبوده تو هیچ کاری حالا منتظره یکاری ازم سر بزنه جمع و فرد نمیشناسه داد میزنه جلو همه. با دختر خالم رفته بودیم مشهد بلیط هواپیمارو داد تا نگهدارم پسرمم آب خاس هول کردم یکم آب ریخت روش ک اون حل میشد اگ هوا میخورد بهش جلو اونا داد زد سرم منم زو دربایستی دارم باهاشون بعد تو هواپیما کوفتم شد اومد عذر خاست ولی مگ ابروم دیگ برمیگرده؟؟؟

مادرشوهرم از کربلا اومده یک هفتس امروز نشسته بود همه فامیل اومده بودن زن همسن های مم همشون با ماشین شوهرشون تنها اومده بودن اونوقت من یه عقب مونده دارم ک ماشینشو بیشتر از من دوس داره هیچوقت حاضر نشد بصورت جدی رانندگیو برام تموم کنه چون دلش نمیخاد پیشرفت کنم الکی میگ خب بزو کار کن خرجتو دربیار اگ راضی نیستی ولی میدونم الکی میگ این اصلا حمایتم نمیکنه ازط هیچ لحاظ ینی من باید سرمایه برا شروع هر کاری از مادرم بگیرم آخه من نمیدونم چزا ازدواج کردم وقتی مادرم بیشتر خرجمو میده

احساس میکنم میخاد همش وابستش باشم مثلا بگم منو ببر اینور اونور چ میدونم احساس میکنم تو دلش میگ این مستقل شه و ماشینم یاد بگیره دیگ از دستم میره چون راجب فامیلش دیدم گف سلیطس با اینک خیلی موفق بود.من باید موفقیت هامو خونه بابام ک بودم بدست می‌آوردم بعدش میومدم خونه این عجب غلطی کردم😔خیلی داغونم و اون خابه دارم میمیرم من خیلی شکست خوردم.

سسخته خیلی هم سخته ولی قبول کن مشکلت اونقد حاد نیس با کمی سیاست زنونه خیلی بهتر میشه منم لنگشو دارم ...

بخدا زیاد سیاست رفتم جلوش ولی چون مزد سالاره احساس میکنم خرد میشم منم میشم عین خودش ولی خب کار ب کتک کاری میکشه خیلی مغروووووووووور ینی من هزار  روزم اتاق دیگ بخابم نمیاد دنبالم  

ولی بذار بچم بزرگ شه و مادرمم بازنشست میزم سرکار هرجور شده مستقل بودن زن اونو قوی میکنه فردا بی محبتی هم ازش دیدم با خرید خوشحال میکنم خودمو اصلا اینو میخام چیکار😭بره گمشه

خوب هرکس یه شرایطی داره منم گاهی مامانم لباس برا می‌خره خواهرم می‌خره ولی شوهرم پررویه،بهش بگم برام ...

اره عین این اونروز مامانم واس مراسم کربلای مادرشوهرم برام شلوار دمپا اعلا ترکیه گرفت ۹۰۰ تومن شلوااااار ۹۰۰ تومن ک من ب خابمم نمیدیدم اومدم میگم اصلا انگار. ن انگار خیلی مغزووور و پروو اعتراضم کنم میگ ب گدایی افتادی 

نمیشه بگی بره گمشه،منم همین امشب به شوهرم گفتم من تو این 9سال زندگی نشده قهر کنم بیای دلجویی،باید بایه اخلاقای بد هم کنار بیای،همه که بی عیب نیستن،یکم بیشتر باهاش حرف بزن

گنجشک های درنده
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز