یه هفته با شوهرم دعوا کردیم .سقط داشتم حتی یه خبر نگرفت انقد اعصابم خورده .هربار بهم خیانت میکرد الانم میدونم با یکی دیگست اما من خر نمیدونم چرا ناراحت میشم تصمیم برا طلاق جدیه .حتی خبر دخترشم نمیگیره .دخترم از یه ور بیقراری میکنه خودم از یه طرف درد سقط باهامه .چکار کنم بهش فکر نکنم بخدا دیگه نمیکشم تا الان براش ناراحت نبودم امشب باز کاراش یادم اومد اعصابم بهم ریخت