2777
2789
عنوان

جاریم...

| مشاهده متن کامل بحث + 467 بازدید | 25 پست
معمولا جاری بزرگها خیلی بی دلیل و بی ربط با جاری تازه وارد دشمنی میکنن و حسادت عجیبی دارن بهش

دقیقا جاری بزرگای من پدرم در اوردن حلالشون نمیکنم

برای حل شدن مشکلاتم صلوات بفرستید دعا کنید، دیگه خدایا بریدم اگر امتحان دیگه امتحان تمومش کن

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مثل خودش رفتار کن به هیچ وجه محلش نده نه اینکه باهاش دادو هوار کنی یا روتو برگردونی عادی بلش ولی انگ ...

دقبقا همینجوریم

چون شان و شخصیتم بالاست

گر نباشد هردو عالم، گو مباش، باتوام تنها خوش است... 🌼
منم زخم خورده هستم تازه جاریای من ۱۱سال و ۲۱سال ازم بزرگترن پشت هم ازدواج نکردیم که بگم یکم حسادت طب ...

منن سنشون پنجاه خورده ی اما اون روز فهمیدم من چقدر براشون نفرت انگیزم با اینکه من یه کلام نمیزنم اونا با شوهرمم صمیمی هستن

برای حل شدن مشکلاتم صلوات بفرستید دعا کنید، دیگه خدایا بریدم اگر امتحان دیگه امتحان تمومش کن

همین که کاریت نداره برو خداروشکر بذار شوهرت بره پیش داداشش در حد کم

خیلی تلاش های گسترده کرد حرصم بده، از چشم بندازتم. ولی خداروشکر یارای مقابله با منو نداره. و درحدم نیست

گر نباشد هردو عالم، گو مباش، باتوام تنها خوش است... 🌼
حتما هر کسی شخصیت داره عزیزم ولی اگه اینجوری هستی نباید برای فوت عموش دوباره زنگ میزدی تسلیت میگفتی& ...

اینا همش تو بازه 2 ماهه اتفاق افتاد. و اوایل ازدواجم بود مبنام این بود انسانیت داره. ولی دیدم ن این میخاد با من جنگ روانی راه بندازه. همونطور که اونیکی جاریمو با همین روش خراب کرده و کلا رفته. ولی رو من نتونست پیاده کنه و هر روز عزیزتر از دیروزم چون عقل دارم. 

ولی

الان میگم نذاشتم بره خونشون اشتباه نباشه این سوالمه

گر نباشد هردو عالم، گو مباش، باتوام تنها خوش است... 🌼

[QUOTE=293961816]اینا همش تو بازه 2 ماهه اتفاق افتاد. و اوایل ازدواجم بود مبنام این بود انسانیت داره. ولی دیدم ن این ...[/QUOTEنه خوب کاری کردی ولی به شوهرت یاد بده بگه بهشون من بدون خانومم جایی نمیرم که بیفته گردن شوهرت 

[QUOTE=293961816]اینا همش تو بازه 2 ماهه اتفاق افتاد. و اوایل ازدواجم بود مبنام این بود انسانیت داره ...

دستش پیش شوهرم رو شده خداروشکر

برای همینه گفتم نرو گفت چشم دور زد برگرده

ولی یه لحظه گفتم تو بلند مدت پنهان کارش نکنه و ترجیح بده به من نگه دعوته اونجا

اما ذاتشو شوهرمم شناخته 

گر نباشد هردو عالم، گو مباش، باتوام تنها خوش است... 🌼
2790
2778
2791
2779
2792