2777
2789
عنوان

پدرم

165 بازدید | 20 پست

خیلی ناراحتم از بچگی پدرم دوستم نداشت با کاراش من اینجوری حس کردم الان که یه دختر دارم میرم خونشون دخترموبوس می‌کنه قربونت صدقش می‌ره نمیدونم پس چرا برای من اینکارارو نکرد شاید من زشت بودم ولی از مامانم میپرسم دخترم شبیه کیه میگه شبیه بچگیای خودته پس چرا من برای پدرم ارزش نداشتم چند روز دخترم مریض بود همش زنگ میزد حالش میپرسید امروز براش دارو خریده بود آورد خونمون بهش داد چرا من ناراحت میشم وقتی به دخترم اهمیت میده الان بغض گلوم گرفته دخترم عشق پدر داره منم که کمبود دارم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزبز زمان بچگی شما پدر جوون بوده هزار مشکل کاری و مالی و خانوادگی داشته مثلأ مامانت با خانوادش بحث داشته ایشون گوشت قربونی بوده دیگه انرژی برای محبت ظاهری نمیمونده وگرنه عشقش بودی. حالا پا به سن گذاشته زندگیش رو روال افتاده وقت و انرژی محبت داره. وگرنه عزیزی بچت بخاطر عزیزی خودته. 

مغز بادامه دیگه شما رو هم دوست داشته و داره که برای دخترت اینجوری می‌کنه ابراز نمیکرده

منو تو بچگی شکنجه میکرد کتک می‌زد چاقو مینداختن برام خیلی عذابم میداد این چطور دوست داشتنیه.فرق من با دخترم چیه نمیدونم 

منو تو بچگی شکنجه میکرد کتک می‌زد چاقو مینداختن برام خیلی عذابم میداد این چطور دوست داشتنیه.فرق من ب ...

اون موقع جوون بوده کارهایی کرده که مطمینا الان پشیمونه الان میخواد جبران کنه برات 

عزبز زمان بچگی شما پدر جوون بوده هزار مشکل کاری و مالی و خانوادگی داشته مثلأ مامانت با خانوادش بحث د ...

نه بابا نمیدونی پدرم وقتی بچه بودیم هم مارو میزد هم دست مامانم می‌شکست سرش می‌شکست خیلی عذاب کشیدم مامانم همینطور من وداداشام خیلی عذاب کشیدم الان همچون مشکل روحی و روانی داریم بخدا

نه بابا نمیدونی پدرم وقتی بچه بودیم هم مارو میزد هم دست مامانم می‌شکست سرش می‌شکست خیلی عذاب کشیدم م ...

خوب مال جوونی و مشکلاتش بوده. مثلأ تو جوونی خیلیا مشکل مالی دارن ، مستأجرن. پیر میشن وضعشون خوب میشه، خونه میخرن اعصابشون آروم میشه

اون موقع جوون بوده کارهایی کرده که مطمینا الان پشیمونه الان میخواد جبران کنه برات 

میدونی دیگه دلم و مغزم سوخته خیلی سختی کشیدم دیگه نمیتونم حالمو توصیف کنم.اون شاید الان پشیمون باشه ولی بچگی من تموم شده و حالا یه زن افسرده غمگین ازم مونده 

من بچه سومم ولی بچم نوه اولشونه

عزیزم اگه تو رو دوست نداشت به بچتم توجه نمیگردم برات مثال میزنم دخترم نوه اول بود شوهرمو دوست نداشتن مدام بهش میگفتن دخترتو کتک بزن ازت حساب ببره چقدر سر این قضیه ما اذیت شدیم اونم فکر میکرد پدر مادرش خیرشو میخوان ولی سر نوه های دیگش نرم شدن لباس میخریدن طلا میخرید تولد میگرفتن خونه خودشون پس اینجوری فکر نکن پدرت تازه اگاه شد

عزیزم اگه تو رو دوست نداشت به بچتم توجه نمیگردم برات مثال میزنم دخترم نوه اول بود شوهرمو دوست نداشتن ...

خانواده شوهرم که متاسفانه از روز اول بچمو نخواستن بهش میگفتن شبیه غورباقه میمونه ولی خانواده خودم عاشقش هستن  وقتی بچتو دوست داری باید بهش نشون بدی من اگه پدرم اینطور که به دخترم محبت می‌کنه بهم میکرد چشمام فداش میکردم ولی همیشه کتک هاش مال من بود محبتش برای بچه های عموم و خانواده پدرش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز