2777
2789
عنوان

مامانم

76 بازدید | 3 پست

من اول ازدواج مستاجر بودم چون خونم کوچک بود تشک های مادرشوهرم رو گذاشتم خونه مامانم که بعد خونه خریدم ازش بگیرم منتها من کلا یادم رفت اونم هیچی نگفت الان بعد چهارسال خودش گفت تشک هات اینجا مونده تو که نمیخاییشون واقعا موندم چرا تا الان نگفته چون وقتی مهمون زیاد داشتم پتو انداختم حالا هم موندم چجوری بگم من نیازشون دارم که ناراحت نشه

من بودم میرفتم جمع میکردم میاوردم بدون هیچ خجالتی ادم از خانواده اش که خجالت نمیکشه 

قدر مادر را فقط نوزادی میداند که اگر تنی عطر مادرش را ندهد آن را پس میزند گمانم تنها اوست که میداند هیچکس جز مادر ارزش معشوق بودن را ندارد 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اخه خیلی زود رنجه موندم چی بگم

خب همون موقعه که گفت موندن اینجا بایستی میگفتی اگه نیاز نداری بده بهم مادرشوهرم اینجا بودنی میترسم متوجه بشه  نیست تشک ها

قدر مادر را فقط نوزادی میداند که اگر تنی عطر مادرش را ندهد آن را پس میزند گمانم تنها اوست که میداند هیچکس جز مادر ارزش معشوق بودن را ندارد 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108