من اول ازدواج مستاجر بودم چون خونم کوچک بود تشک های مادرشوهرم رو گذاشتم خونه مامانم که بعد خونه خریدم ازش بگیرم منتها من کلا یادم رفت اونم هیچی نگفت الان بعد چهارسال خودش گفت تشک هات اینجا مونده تو که نمیخاییشون واقعا موندم چرا تا الان نگفته چون وقتی مهمون زیاد داشتم پتو انداختم حالا هم موندم چجوری بگم من نیازشون دارم که ناراحت نشه