جدیدا تنهاییو خیلی دوس دارم ،قبلا خیلی زود ارتباط برقرار میکردم فرقی ام نمیکرد دختر یا پسر بودنش، دورم شلوغ بود حتی شاید طرفمو دوروز بود میشناختمش باهاش خیلی راحت بودم ،
دو سه ماهی هست
هی میرم تو فکر ،
مثل قبل شاد نیستم همش مراقب حرفامم ، قبلم احساس میکنم حتی پررو تر بودم،
قبلا هر چی به ذهنم میومد به همکارم دوستم آشنام حتی یه غریبه تو خیابون میدیدم یه حرف میزدم میخندید،
در کل نمیدونم دارم افسرده میشم یا که اینجوری باید باشم و تغییر نکنم . الا هرروز بیشتر میرم توی تنهایی تقریبا دیگه هر کسی به دلم نمیچسبه زود نمیتونم اعتماد کنم بد بین شدم یا که درسته این اخلاق یه ذره گوشه گیر شدم زود رنج شدم
سخت انتخاب میکنم لباسامو رفیقامو
حتی با پدرو مادرمم سرد برخورد میکنم،فک میکنم آدمایی که قبلا فک میکردم خوبن اون از سادگیم بوده
ولی به نظر خودم خیلی بد شدم دیگه حتی به برادرمم اعتمادندارم
چرا من اینجوری شدم
این یه بیماریه ؟یا طبیعیه