2777
2789
عنوان

شوهرم🫤

| مشاهده متن کامل بحث + 834 بازدید | 36 پست
من حالا کاری با موندنت خونه ی مادر شوهر ندارم  بحث من اون جمع هستش نمیگم مانع شو و نباید بره ...

من از خدامه بشه ماهی یکی دوبار ولی حس میکنم فقط در حد رویاس

عادت کرده انگار خیلی دلم میخواد از سرش بندازم نمیدونم چطوری

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سرتو گرم کن سعی کن سره کار بری شخصیت مستقل داشته باشی حتی یکار معمولی یا کار در منزل ، مساله حقوقشم ...

تازه دانشگاهم تموم شده کم کم دارم کارامو انجام میدم برای سرکار

اخی عزیزم چرا خبر نمیده لااقل

خودم زنگ زدم ساعت یک گفت بیرونم گفتم کی میای گفت میام حالا،تا الانم ک نیومده هنوز،منم درو قفل کردم بمونه پشت در بره همونجا ک تا صبح سر کرده

عزیزدل میشه برای صاحبخونه شدنم یه صوات بفرستی؟💜💜
منم همینو میخوام🥲 شاید اگه تو این مدت انقد ازم دوری نمی کرد الان خودم نمیخواستم بیاد دنبالم درکش م ...

حرف دوری و نزدیکی نیست. آدمیزاد ب محبت نیاز داره لازم داره با کسی ک دوسش داره بشینه حرف بزنه اصلا بشینه کنارش فقط

حالا خانوما ک بیشتر...

اما بنظرم پدر یا مادرش باید نصیحتش کنن نه اینک بگن خانومت میگه هااا

خودشون وقتی میبینن خودجوووش برن تو شکمش

من از خدامه بشه ماهی یکی دوبار ولی حس میکنم فقط در حد رویاس عادت کرده انگار خیلی دلم میخواد از سرش ...

باید بشه 

قلق شوهرتو که نمیدونم ولی مطمئنم راهش دعوا راه انداختن یا مدام گله کردن نیست

پسرم؛ بزرگ مردِ کوچکِ من...تو بهترین هدیه خدا و زیباترین ثمره ی عشق مایی، من و بابایی بی صبرانه منتظرِ گرفتن دستای کوچولوتیم👨‍👩‍👧 خدایا بزرگترین سرمایه های زندگیم؛ همسرم و کوچولومون رو همیشه به تو میسپارم مواظب عزیزترینام باش❤🥰

منم از وقتی باردار شدم احساس میکنم شوهرم خیلی سرد شده

ولی اهل رفیق  و شب نیومدن نیس..

به نظرم که بهتره رابطه شوهرتو بادوستاش کمتر کنی ..این رفیقا راهیو به جایی نمیبرن

 برای سلامتی دخترکم یه صلوات برفس🥰🥰🥰
نه ولی اونم نیاز داره به آزادی به بیرون از خونه بودن . منعش نکن ولی حق خودتو هم بگیر مثلا بگو برنامه ...

من هیچوقت منعش نکردم گفتم برو نیاز داری ولی از همون اول ازدواج شرط کردم تا جایی حق داری با دوستات رفت و امد کنی که به زندگی مشترکمون اسیب نزنه چون عادت کرده بود هر شب بره گفتم فقط دو شب در هفته برو و قبول کرد بعدش فهمیدم تو دوران عقد هم هرشب پیششون بوده 😐 چون من مهربونم و اکثرا سعی میکنم سر و صدا نکنم و با صلح حل کنم همه چی رو حس میکنم خیلی حساب نمیبره

حالا من چندروز بعد عروسیمون دانشگاه حضوری شد و اکثر اوقات یه شهر دیگه بودم و از اولش پیشش نبودم تا الان که تموم شد و تا یکی دو هفته دیگه میریم تو خونه خودمون 

(این یک سال پیش مادرم بودیم) 

امید دارم اونجا که رفتم بتونم یکاری کنم تغییر بده رفتارشو

باید بشه  قلق شوهرتو که نمیدونم ولی مطمئنم راهش دعوا راه انداختن یا مدام گله کردن نیست

انشاالله یکی دو هفته دیگه میریم تو خونه خودمون اونجا بیشتر میتونم به سمت خودم بیارمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792