ممنونم عزیزم
چشم حتما دعاتون میکنم
بیچاره مامانا از دست بچه هاشون خیلی اذیت میشن
مامان من که یه فرشتس
بعده خدا بچمو از زحمتای مامانم دارم
من اوضام تو بارداری خیلی افتضاح بود
استراحت مطلق بودم
یعنی حتی دستشوییم نمیتونستم برم،فقط دراز کش بودم،زیرم لگن میذاشتن،در این حد بد بود
مامانم به اندازه ی صد تا مادر برام زحمت کشید
من طبیعی زایمان کردم به خاطر نارس بودن بچم،قبلش قرار بود سزارین بشم ولی بخاطر شرایطی که برام بوجود اوند مجبور شدم طبیعی زایمان کنم
البته هزینش با سزارین زیاد فرق نداشت،در حد سه میلیون فرقش بود
چون بیمارستان خصوصی بود
در خصوص گردن درد تو بارداری باید بگم که چون من همش دراز کشیده بودم،نه،اذیتم نمیکرد گردنم
فعلا برای درمان گردنم برنامه ای ندارم
کارای خونه هم الان انجام نمیدم
فقط به بچم میرسم
نه،در مورد زناشویی هم اذیت نمیشیم
مامانمو بابامو همسرم شبا تو حال میخوابن
منو دخترم تو اتاق خواب
من تو دوران بارداری حتی یکبار نزدیکی نداشتم بهاطر شرایط بدم
الانم که شیش ماهه زایمان کردم هر یکی دو ماه یه بار اگه شرایطش پیش بیاد رابطه داریم
چون من اصلا حوصله و میل ندارم
همسرمم ادم باشعوریه
گفته یه سال که بخاطر بارداریت رابطه نداشتیم،یه سالم بخاطر اینکه بچه ی کوچیک داری و حوصله نداری و خسته ای و بخاطر زایمان و افسردگی بعد زایمان میل نداری صبر میکنم بخاطرت
خلاصه که فعلا نه حوصلشو داریم و نه درگیر رابطه هستیم