بابای من کاری بهم نداشت فقط چادری بودم از ماشین پیاده میشدم که مثلا برمتوخونع میگفتن چادرت رو سرکن از ماشین پیاده میشی هیچ وقت یادم نیست بهم گفته باشه موت بیرونه یا چرا فلان چیز را پوشیدی
شوهرم یه کم فضوله واسه دخترم من خوشم نمیاد یا میگه مانتوش تنگه یا شالش چرا عقبه جالبه به چادری بودن یانبودن منکار نداره اما بهم میگه نمیخوای بهش بگی چادربپوشه من کلا به بچه سخت نمیگرم سیزده سالشه اندامش زنونه شده ماهم همه اطرافیان پسر هجده نونزده ساله هستن واسه همین حساسه