ي مادربزرگ پيري دارم سنش بالاس ب زور راه ميره اما ماشالله خيلي زبله امروز رفتم خونش واسش ابگوشت پخته بودم بيچاره ميگف واس ناهار كدو سرخ ميكردم
خيلي دلم براش ميسوزع ك تنهاس اما قبول نميكنه خونه كسي حتي بخابه چ برسه چن روز موندن تلويزيون هم نداره چيكار كنم براش؟ميبينم قلبم درد ميگيره هر چي ميخورم كوفتم ميش