تو یه کتاب خوندم (چهار اثر از فلورانس اسکاولشین)
طرفو از خونه بیروم میکنن باید همه اساساشونو جمع میکردن میرفتن حتی ممکن بود مجبور بشن لوازمو بزارن تو انبار کسی
اقاهه به قانون جذب اگاه بوده و به همسرش میگه خیالت راحت خونه پیدا میکنم و نیاز نیس وسایل برن تو انبار
اقاهه هر چی میگرده خونه مناسب پیدا نمیکنه
شب ک میاد خونه همسرش میبینه پنج تا پتو خریده میگه اینا چین اقاهه میگه اینو واسه اتاق مهمون گرفتم
حالا اینجا ماجراهایی پیش میاد و جوری میشه فردا براشون یه خونه عالی پیدا میشه
اقاهه با خرید اون پتو ها ب کائنات فهمونده بود ک من مطمعنم میریم خونه جدید و همونم جذب کرد