ای عشق ویران میکنی اقرار کن
حجله عشقی در در دلم مبهوت و ابهار کن
سودا که زلف الفت مرحم دل ها را
دل را دردی کشید ه او را ابراء کن
ازنسیم عشق چو ورزد رحمت ایزدیارا
در رهِ ملُک منان جان خود را احصار کن
دل را مدهوش خُلق خلقت او را
اداغام کن در دل دریا
ز عشق او ابحار کن
چالش#