2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 372 مورد یافت شد.

وقتی که زدم قید همه حرف و حواشی

گفتم که تو هم تا تهِ این حادثه باشی

من مرد سفر خواسته بودم، نه شبیه­ ت

دائم پیِ درجا زدن و عیب­ تراشی

سخت است ببینم عوضِ مرهم و دارو

این‌گونه نمک بر جگر زخم بپاشی

یک لحظه سپردم دل خود را به تو افسوس

یک عمر منم با دل خون و متلاشی

از من فقط احساس غزل مانده، مبادا

آئینه‌ی احساس مرا هم بخراشی

در حسرت روی تو"غزل­بانوی"تنها

هی خیره به راه است، چه بیهوده تلاشی

غزلبانو#