ولیکن مهر تو هرگز نرفت از دیده و جاناگر چه تو برفتی هم از دیده هم از جان
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازهی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام
سرو دست و تن پارا به خاک گور میبخشن اگر ان ترک سمنانی بدست ارد دل مارا به خال هندویش بخشم تمام روح و ...
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم تجمل های دنیا را
آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازهی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام