من از عالم تو را تنها گزیدمروا داری که من غمگین نشینم ؟!
می در کف و جان در بر
فقطم جسم تو کم در بر
تو کریم تراز آنی که از نظر دور داری پرورده ی خودرایادورکنی به سوی خودکشیده ی خودرایاآواره کنی ماوی داده خودرایابه بلا سپاری کسی را که سرپرستی کردی تو و مهرورزیدی (دعای کمیل)
سرو چمان من چرا میل چمن نمیدهند همدم گل نمشود یاد ثمن نمیکند
دل را به تمنای تو پروانه کردم
آخر به همان شمع، پریشان کردم
هآی؛من دِلوینم🌱✨اندکي سن دارم + یاری که با گذشت کلي چالش سه ساله به هم رسیدیم🥹🤌🏻(او نه تنها لب هایم را می خنداند بلکه باعث لبخندِ قلبم هم میشود🫂♥️🔗)درحال حاضر تازه کارم و مشغول به خیاطي✂️دختری با اصالتِ بلوچم🪄علاقه مند به تجربه های جدید و حالِ خوبم🤍بزرگترین قلب مال اونیه که انرژی مثبتش رو به دیگران منتقل کنه✨به امید ساختنِ آینده ای زیباوخوب…
دستی که در فراق تو میکوفتم به سرباور نداشتم که به گردن درآرمت
تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دل ستان ابرو
آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازهی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام
ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگوکای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
او اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذر ها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…❤️
آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازهی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام