سؤال می‌پرسم پس هستم

نوشته:
1 هفته پیش بازدید99
سؤال می‌پرسم پس هستم
کنجکاوی حسی است ذاتی که از همان ماه‌های اولیه تولد در انسان بروز می‌کند و در پی آن کودک می‌تواند محیط و آدم‌های اطراف خود را بیشتر بشناسد. در حقیقت انسان به طور ذاتی در پی کشف هر پدیده‌ مبهم و نهانی است. از آنجا که در هر مرحله از رشد، ابهامات فرد متفاوت است، شکل پاسخ دادن به آن‌ها هم فرق می‌کند. به دلیل اینکه این حس در بسیاری از انسانها به ویژه از زمان کودکی وجود دارد، نهم اکتبر در بسیاری از تقویم های دنیا به نام روز کنجکاوی شناخته می‌شود.
انسان، از همان ابتدای ورود به دنیا، ناخواسته شروع می‌کند به شناختن محیط و اطرافیان؛ چون برای رفع نیازهای اولیه‌اش اطلاعات زیادی می‌خواهد. حس کنجکاوی موهبتی است که انسان را در تمام مراحل رشد یاری می‌کند تا برای بقای خود اطلاعات کافی به دست آورد. البته در مراحل بالاتر رشد، نقش کنجکاوی، خیلی فراتر از حفظ بقاست و انسان برای رسیدن به تعالی؛ آن هم برای کسب لذت بیشتر، از حس کنجکاوی بهره می‌برد.

کنجکاوی در کودکان

کودک به عنوان یک موجود تازه‌وارد به این دنیا، پر از کنجکاوی است. همین ویژگی باعث می‌شود، نسبت به ساده‌ترین پدیده‌های اطراف توجه نشان ‌دهد؛ از خمیازه کشیدن یا عطسه کردن که یک رفتار طبیعی انسان به حساب می‌آید تا مورچه‌ای که روی زمین در حال حمل بار است. رفتار کنجکاوانه در تمام کودکان وجود دارد اما بسته به شرایط ژنتیکی و محیطی، این رفتار در کودکان مختلف، با هم متفاوت است. در این زمینه علاوه بر هوش و استعداد ذاتی کودک، مدل تربیتی و طرز برخورد والدین با این حس هم بسیار تأثیرگذار است. بنابراین می‌توان با رسیدن به درک و دیدگاه صحیح نسبت به حس کنجکاوی، آن را به شکل صحیحی در کودک پرورش داد.

کنجکاوی فقط سوال پرسیدن نیست

سوال پرسیدن فقط یک شکل از بروز حس کنجکاوی است. کودکان کوچک‌تر که هنوز توانایی صحبت کردن ندارند، به جای پرسشگری، با رفتار خود حس کنجکاوی‌شان را بروز می‌دهند. کودکی شش یا هفت ماهه را تصور کنید که چهار دست و پا به سمت لیوان چای شما که داغ داغ هم هست، حرکت می‌کند. همین‌که برای محافظت از او، لیوان را در دست خود می‌گیرید، یا آن را جا به جا می‌کنید،‌ اشتیاق کودک برای به دست آوردن لیوان بیشتر می‌شود؛ این عکس‌العمل نشان می‌دهد که کودک می‌خواهد این شیء جدید را تجربه کند و اطلاعات خود را نسبت به آن افزایش دهد. از طرفی، حس کنجکاوی کودک با ایجاد مانع بر سر راه دانستن و تجربه کردن، بیشتر می‌شود. این مسأله حکم شمشیر دو لبه را دارد؛ چرا که تحریک حس کنجکاوی در برخی از موارد مفید و حتا لازم است، اما در مواردی می‌تواند به ضرر کودک تمام شود.

چطور کنجکاوی را در کودکان مدیریت کنیم؟

معمولا کودکان در هر مورد کنجکاو هستند و گاه کنجکاوی در برخی از موارد ممکن است برای والدین ناخوشایند باشد. در پاسخ به کنجکاوی‌های کودک یک راهکار کلی وجود دارد؛ اینکه بهتر است در تمام موارد، سؤال کودک را با سؤال پاسخ دهید تا ذهن او درگیر پاسخ دادن شود. در مورد سوالاتی که به طور واضح برای مرحله‌ رشد ذهنی کودک مناسب است، محرکی برای کنجکاوی کودک خود باشید و با طرح سؤالاتی جدید او را به فکر کردن وادار کنید؛ مثل زمانی که کودک 3 ساله در مورد زندگی مورچه‌ها سوال می‌کند. اما در مواقعی، کودک سوالات انتزاعی سطح بالا می‌پرسد که ذهن او برای شنیدن پاسخ آن‌ها آماده نیست، مثل «خدا کیست؟» یا سؤالاتی چون «من چطور به وجود آمده‌ام؟». در این مواقع بهتر است تصورات کودک را تأیید کنید و یا اینکه پاسخ‌های ساده‌ اما قطعی به او بدهید تا ذهنش مجاب شود و قبل رسیدن زمان مناسب درگیر این مسائل نباشد.

سرزنش کردن ممنوع!

حس کنجکاوی در هر زمینه‌ای که باشد، نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های شناختی کودک شما و در نتیجه سلامت روان اوست. از طرفی کنجکاوی عاملی است برای رشد بیشتر؛ چه در زمینه‌ درس و تحصیل، چه در زمینه‌ روابط اجتماعی. بنابراین هیچ گاه در برخورد با پرسشگری‌های مداوم کودک او را سرزنش نکنید. بهتر است با مطالعه بیشتر، مهارت و خلاقیت خود را در پاسخ دادن به فرزندتان بالاتر ببرید. از طرفی لازم نیست شما جواب تمام سؤالات فرزندتان را بدانید در مواردی که نمی‌دانید، صادقانه به او بگویید و او را در فهمیدن پاسخ سؤال با خود همراه کنید.
نکته‌ آخر اینکه هر سؤالی که فرزند شما می‌پرسد صرفا به دلیل کنجکاوی نیست؛ گاه کودک با سؤالات بی‌وقفه و بی‌ربط قصد جلب توجه و محبت والدین خود را دارد.

ارسال نظر شما

login captcha