خیلی اذیت کردن..شوهرم اصلاااا قدرت نه گفتن نداره..
بعد یه سال هم خودشون اومدن سال تحویل خونمون.در حالی ک ما میگیم کوچیکترا برن خونه ی بزرگ تر ها.بعد قشنگ اول خاله و عمه های شوهرم رو رفتیم سر زدیم..مهلت نمیدادن حتی فکر کنیم..
بعد چون رفتم خونه ی بابام و نرفتیم دیدن مهموناشون قیامت بپا کردن..تازه خانوادگی میگفتن نباید روزای اول عروس بره خونه ی باباش..