قطعا میشه درمانش کرد
هر زندگی سختیایی رو داره ولی میشه باهم از این سختیا گذر کرد
دوست پسر من دو سال زحمت کشید برای من
هرکاری کرد بزور برد دکتر پیشم موند وسط دوره درمانم هم عقد کردیم
یه ذره هم نترسید از اون سختیا
الان من خوب شدم و قدردان زحمتاشم
شما هم اول به لطف خدا دوم بخاطر زندگی خودتون از امروز شروع کنیم یه دوره برا زندگیتون جنگ کنین
خودش نمیخواد نیست چون منم تجربه کردم واقعا نمیتونه
اما شما به زور باهاش همراهی کنین ببرین بیرون تفریح
باهم برین باشگاه
بهش حس ترحم ندین برعکس قوی باشین
پیشش باشین و بفهمونین که مهم نیست الان چه حالی داره شما باز هم دوسش دارین و براتون مهمه
محیط شاد و فعالی رو فراهم کنین
اگه علاقه داره یه سگ هم بیارین تو خونه
از یه روانشناس کمک بگیرین که باید چطور باهاش رفتار کنین چون من علمشو ندارم زیاد نمیتونم بگم
اما قول میدم ارزششو داره
شاید اینم شب شماست که فردا صبح خیلی قشنگی خواهد داشت اگه که بتونین شب رو تحمل کنین