2777
2789
عنوان

پدر که باشی !!!

| مشاهده متن کامل بحث + 76923 بازدید | 4214 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیروز که خیلی جدی به بابام گفتم بابا من از اینی که هستم راضی نیستم! و اونم خیلی جدی بهم گفت میدونم چی میگی و سر تکون داد فهمیدم این یه روح و دو بدنی که میگن معنیش چیه!
پرستارم؛ نبض احساس تو را میگیرم.
پدر دردی در درون داشت از زخمی که دلیلش به سختی قابل بیان بود، فشار ِ سرخوردگی های انباشت شده، بی تفاوت شدن حوادث، بر باد رفتن تدریجی آرزوها. دیکر کتاب نمی خواند. کم تر حرف می زد و زمانی حرف می زد که مست بود. صبح ها دیر بیدار می شد، گره کراوات ِ قبلا همیشه با دقت زده و بالا کشیده شده، حالا زیر دکمه قه پیرهن شل و ول آویزان بود. در مغازه روی صندلی می نشست. از میان در ِ باز به تابستان نگاه می کرد.
اما نشستنش نشانم می داد که دیگر منتظر مشتری نیست.
پرستارم؛ نبض احساس تو را میگیرم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792