عنوان

پدر که باشی !!!

| مشاهده متن کامل بحث + 77159 بازدید | 4214 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دیروز که خیلی جدی به بابام گفتم بابا من از اینی که هستم راضی نیستم! و اونم خیلی جدی بهم گفت میدونم چی میگی و سر تکون داد فهمیدم این یه روح و دو بدنی که میگن معنیش چیه!
پرستارم؛ نبض احساس تو را میگیرم.
پدر دردی در درون داشت از زخمی که دلیلش به سختی قابل بیان بود، فشار ِ سرخوردگی های انباشت شده، بی تفاوت شدن حوادث، بر باد رفتن تدریجی آرزوها. دیکر کتاب نمی خواند. کم تر حرف می زد و زمانی حرف می زد که مست بود. صبح ها دیر بیدار می شد، گره کراوات ِ قبلا همیشه با دقت زده و بالا کشیده شده، حالا زیر دکمه قه پیرهن شل و ول آویزان بود. در مغازه روی صندلی می نشست. از میان در ِ باز به تابستان نگاه می کرد.
اما نشستنش نشانم می داد که دیگر منتظر مشتری نیست.
پرستارم؛ نبض احساس تو را میگیرم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2847
داغ ترین های تاپیک های امروز