یکسال از تولد دخترم گذشت دقیقا همین امروز دنیا اومدی اما فرشته بودی و بیشتر از ۱۲ روز نتونستی پیشمون باشی توی این یک سال روزی نبود که به یادت نباشم چه روز و شبایی که با اشک گذشت چه حسرتایی که به دلم موند چه موقع هایی که هم سنات رو دیدم و نتونستم تحمل کنم و اشکم سرازیر شد جای تو تو آسموناست تو بهشته دختر معصوم من برای دل من و بابات دعا کن ، دعا کن زودتر خدا جایگزینت رو بهمون بده تا کمی کمتر درد دوریت رو حس کنیم مامانی البته بدون جای تو همیشه تو قلبمونه به امید دیدار در قیامت دخترکم
در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند. هر چه فریادش، جوابش را نمی پرداختند. داد میزد خوانده ام هفتاد سال، هرشب نماز. پس چه شد اینک ثواب ِآن همه رازونیاز. يك ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه ات. تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات. گفت. من در طول عمرم گر زدم یک تهممتى. ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی. آن ندا گفتا همانکس که زدی تهمت براو. طفلكى هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند. هر چه فریادش، جوابش را نمی پرداختند. داد میزد خوانده ام هفتاد سال، هرشب نماز. پس چه شد اینک ثواب ِآن همه رازونیاز. يك ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه ات. تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات. گفت. من در طول عمرم گر زدم یک تهممتى. ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی. آن ندا گفتا همانکس که زدی تهمت براو. طفلكى هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو