من یه دختر خیلی تنهام تمام اوقاتم تو خونه میگذرونم و بیکارم فقط میرم باشگاه و میام هیچ سرگرمی و هیچ دوستی ندارم حتی حالمو بپرسه بیرون هم نمیرم زیاد احساس میکنم افسردگی خیلی شدیدی دارم ولی خب کی اهمیت میده
همسن های من خوش میگذرونن و کلی دوست دارن دایرکتاشون پره پیامه حقیقتا نمیتونم با تنهایی کنار بیام تنهاییو دوست دارم ولی نه اینقدر تو یه جای دورافتاده زندگی میکنم و کلا خسته شدم از این ریتم یکنواخت زندگی نباید مهم ترین سالای زندگیم انقد مزخرف بگذره دیگه نمیدونم چیکار کنم گوشیمم همش خاموشه با خودم میگم وقتی کسیو ندارم چرا باید گوشیم روشن باشه خلاصه اصلا این وضعیتو نمیخوام منی که بهترین اخلاقو و تیپ و قیافه رو دارم البتع تعریف از خود نباشه چرا یه ادم دورم نیست یه رفیق فابم ندارم اینم شد زندگی...