2777
2789
عنوان

دختردایی..

1667 بازدید | 60 پست

بچه ها خلاصه میگم لطفا بگین من چیکار کنم؟؟

ماجرا ازاونجایی شروع شد که پسرداییم‌چندسال پیش اومد خواستگاریم. من اصلا راضی نبودم. ولی اون به شدت اصرار داشت وادعای عاشقی میکرد، آخرش من راضی شدم ولی تودوران نامزدی دیدم واقعا مرد زندگی نیست وبااین همه ادعا وچندین باراصرارخودش کشیدکنار درحالی که من دیگه واقعا باهاش خوب رفتار میکردم.. حالا یه دختردایی دیگم میومد مدام به من می‌گفت که اون منو دوست داره ومنو میخواد وازحرکاتش معلومه که منودوست داره  اینقدر گفت که من تودوران نامزدی ازپسرداییم پرسیدم وگفت باورکن که من هیچ علاقه ای بهش ندارم خودش اینجوری فکر میکنه..(نامزدم بود وحق داشتم واقعا بدونم که چرا دخترداییم مدام ازاین حرفا میزنه)

خلاصه بعدازبعد بهم  خوردن نامزدی ما ازسمت پسردایی یه سری حرفا که چی شد وچه ماجراهایی پیش اومد زبون به زبون فامیل میچرخید ویکیش همین حرف دخترداییم بود...

من بعدازاون ماجرا ازدواج کردم بایه غریبه وپسرداییم هم بایه دختر غریبه..

هستین بقیه روبگم؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان چندسال میگذره

حالا این وسط دختردایی من به من میگه هیچ کس خواستگاری من نمیاد ومن ازدواج نمیکنم به خاطر این که شماها پشت سر من دروغ وتهمت زدید..وهرچه بهش میگیم خودت این حرفاروزدی میگه من نزدم وما رومقصر ازدواج نکردنش میدونه ..

درحالی که خودش مقصره..بچه های آرایش های عجیب وغریب میکنه جوری که خودش قشنگه ولی خودش روزشت میکنه.. یه حالتی داره فکر میکنه هیچ عکس از اون قشنگ تر نیست ..ومدام خودش روبا بازیگرا مقایسه میکنه..حاضر نیست قبول کنه نوع رفتارو ظواهر خودش دلیل نه ما..هربار میرم به داییم سر بزنم یه بحث ودعوا راه میندازه که توباعث شدی من ازدواج نکنم..

الان چندسال میگذره..تامنو میبینه میگه چندسال پیش که نامزدبودین چی درباره من میگفتین..؟؟

بگو شبمو ساختی

چرا؟

ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم ، خود نتوانستیم مهربان باشیم . من در کوچه های زندگی به دنبال آرتانی وحشی و سادیسمی بودم که مرا با تیر عشقش زخمی کند ، که ناگهان ممدی از ته کوچه با پراید آمد ... ( امضام فانه من در کوچه های زندگیم به دنبال هیچ خری نیستم    البته به دنبال یک آهو هستم    آن آهو در پشت کوچه ای که ممد از تهش آمد در باغی سرسبز علف می خورد و از وجود من آگاه نیست ، آیا من قادر به شکار این آهو هستم ؟ خیر )
الان چندسال میگذره حالا این وسط دختردایی من به من میگه هیچ کس خواستگاری من نمیاد ومن ازدواج نمیکنم ...

این آدم عقده روانی داره ، قطع رابطه کن

چند توصیه کوتاه اما کاربردی : کد ملی تو حفظ باش ، مسواک بزن ، سرزده جایی نرو ، درستو بخون ، با آدم پاچه پاره بحث نکن ، کتاب بخون ، ورزش کن ، تو کار کسی دخالت نکن ، سعی کن برای خودت درآمد داشته باشی ،و در آخر بجای اینکه از پیشرفت بقیه ناراحت بشی خودتو ارتقا بده ، اینجوری حال خودتم خیلی بهتره (#تضیمنی) 

روانیه واقعا 😐

ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم ، خود نتوانستیم مهربان باشیم . من در کوچه های زندگی به دنبال آرتانی وحشی و سادیسمی بودم که مرا با تیر عشقش زخمی کند ، که ناگهان ممدی از ته کوچه با پراید آمد ... ( امضام فانه من در کوچه های زندگیم به دنبال هیچ خری نیستم    البته به دنبال یک آهو هستم    آن آهو در پشت کوچه ای که ممد از تهش آمد در باغی سرسبز علف می خورد و از وجود من آگاه نیست ، آیا من قادر به شکار این آهو هستم ؟ خیر )

آرایشای عجیب وغریب میکنه مثلا خط چشم سفید رو به حدی بزرگ پشت چشمش میکشه ..شبیه بعضی آرایشای نیکا تواینستا..

مدل حرف زدنش روعوض میکنه..حتی مدل راه رفتن..

بعد من رودلیل ازدواج نکردنش میدونه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کسیو میشناسید

mds000 | 9 دقیقه پیش

جهیزیه

shapgh | 9 دقیقه پیش
2791
2779
2792