💬۲۶
چارهای نداشتم بالاخره حرف زده بودم و باید پاش میایستادم
تقریباً سر کوچه رسیده بودیم که با هزاران ترس و دلهره به اطراف نگاه کردم و وقتی از خلوت بودن کوچه مطمئن شدم با لرزشی که توی صدام هویدا بود گفتم
ببخشید
صدامو نشنید دوباره اما اینبار تقریباً بلندتر گفتم
ببخشید
ایستاد برگشت سمتم و گفت
بله ؟
سرمو انداختم پایین آب دهنمو قورت دادم و گفتم
عه چیزه این....
نفسی گرفتم و گفتم
این ....
قلبم داشت از جا در میومد تا به حال با مرد نامحرم همکلام نشده بودم اونم توی کوچه خودمون
جلوتراومد و گفت
چیزی شده عاطفه خانوم؟
دوباره نفسمو بیرون فرستادم
انرژیمو جمع کردم و اینبار تندتند گفتم
فریبا
این فریبا منتظرتونه شب ساعت هشت بهش زنگ بزنین
اصلا الان خودتون برید امامزاده اون رفته اونجا پی شما
منتظرتونه
تا حرفم تموم شد منتظر جوابش نموندم و خیلی سریع از کنارش گذشتم و خودمو به خونه رسوندم
در رو بستم و بهش تکیه دادم چشمامو بستم و نفسی راحت کشیدم که با شنیدن صدای عزیز وترسیده چشام باز شد و شونه هام بالا پرید
عزیز یه پله باقیمونده رو همبالا اومد و گفت
عاطفه خوبی؟
گره روسریمو سفت کردمو گفتم
آره آره خوبم
عزیز اومد سمتم و گفت
پس فریبا کجاست؟
به عزیز نگاه کردم و گفتم
فریبا ؟
نه دلم میخواست دروغ بگم نه میتونستم دروغ نگم
گفتم
فریبا دلش گرفته بود رفت امامزاده
خوشحال بودم که تقریباً دروغ نگفتم
عزیز اخم کرد و گفت
امامزاده؟ مگه باهم نرفتین مسجد ؟
گفتم
نرفتیم
یعنی رفتیم ولی فریبا دلش خواست بره امامزاده
همون لحظه یکی زنگ در خونه رو زد
ترسیدم نکنه سروش باشه به عزیز خیره شدم که عزیز متعجب گفت
باز کن دیگه درو
با دستی لرزان درو باز کردم و با دیدن فریبا دیگه به کل توان از بدنم رفت
قبل هر گندی بلند و تند رو به فریبا گفتم
مگه نرفتی امامزاده مگه نگفتی دلت گرفته میری اونجا؟
فریبا پسم زد و گفت
نه بابا اون نب....
تا چشمش به عزیز افتاد ساکت شد و به من نگاه کرد
سریع اوضاعو به دست گرفتم و گفتم
گفتم که الان هوا گرم نرو تا به امامزاده برسی آبپز میشی
فریبا همچنان ساکت بود که عزیز گفت
باشه حالا برین بالا زیر گازو روشن کنین ناهار بخوریم
تا عزیز رفت دستشویی فریبا بهم نزدیک شد و آهسته گفت
چی شد دیدیش؟
پر حرص گفتم
بله بله دیدمش بهشم گفتم بیاد امامزاده
فریبا مشتشو تو هوا تکون داد و بلند گفت
وای وای عاطی
عاطی من بهت گفتم....
دستمو گذاشتم روی دهنش و گفتم
هیش بهش گفت ساعت هشت بهت زنگ بزنه فقط جون من دیگه اینکارو با من نکن