ببخشیدا حرومزاده ن
منم بی زبونم دختر۱۵سالش با یه مرد ۳۰ساله متاهل ریخته رو هم اینان فهمیدن کنترلش میکردن دیروز منو گذاشتن مراقبش باشم نمیخواستم برم عصبی بودم . ولی یکم باهاش شوخی کردم حال و هواش عوض بشه رفته گفته مهسا خوشحاله شمامنو زدین دیروز به من میگف شوهرت (,داداش خودش)آدم نیس برو لایه مرد جاالتاده رفیق شو