سلام شما همون خانمی هستید بهم روز عمل تشر زدی چرا نشستی و پست میزاری برای بچه آت
راست میگفتی الان بعد از اینکه پسرم رو از دست دادم میگم چرا اون روز من توی حال خودم نبودم برای حسین ام دعا نکردم چرا پشت اتاق عمل زجه نزدم تا حالش خوب بشه
یکساله اضطراب اتاق عمل داشت منو میگشت اما نمیدونم وقتی حسین رو می بردن من فقط وایسادم و نگاه کردم بعد مثل آدمهایی که روحی در جسم نداشته باشن اومدم یه گوشه و نشستم
حتی زمانی که توی ای سی یو بود انگار متوجه هیچی نبودم
اما حالا بیا حال منو بپرس
داغون داغونم تازه فهمیدم که اتفاقی افتاده