میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم🥲 کوچه هارو یکی یکی بالا پایین میکردم تا جایی که یخ زد دستم🙂 میومدم هی دستاتو بگیرم سردیشو بگیری و گرمیتو بدی من 🤟🏽 ولی میدیدم نیستی نمیبینم تورو کنارم که دستتو بگیرم✨
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم🥲 کوچه هارو یکی یکی بالا پایین میکردم تا جایی که یخ زد دستم🙂 میومدم هی دستاتو بگیرم سردیشو بگیری و گرمیتو بدی من 🤟🏽 ولی میدیدم نیستی نمیبینم تورو کنارم که دستتو بگیرم✨
رابطم به ازدواج ختم میشه؟ به شغلی که می خوام می رسم؟
رضا جان... می دانم که من لایق وصلت نیستم. می دانم که بار گناهانم سنگین است و سرم از خجالت افکنده. اما این بار نیز با این کوله بار سنگین از گناه و سر فکنده از شرم به درگاهت آمده ام. دست نیاز به سویت گشوده و دخیل بند ضریحت شده ام تا شاید قدری از آن ها کاسته شود. میدانم که آقایی میکنی و این بنده ی خطاکارت را دست خالی نمیرانی.