2777
2789
عنوان

جاریییییی😬😁

273 بازدید | 25 پست

کشی هست مثل من تازه فهیمده باشه ک چقدر جاریش تو نخش بوده و حواسش بهش بوده و نمیدونسته؟ کم کم دارم میفهمم چقدر زیر ذره بین بودم و خبرنداشتم، هر چقدرم پیشرفت شخصی و زندگیم بیشتر میشه انگار اون بیشتر از من بدش میاد

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

من به خاطر اتفاقاتی که افتاده اصن سرکار ندارم با جاری اما میدونم تادلت بخواد حسوده و خبر چین دهن م به همه حرفی باز میشه کلا خطر ناک قهر نیستیم اما نه شمارشو دارم نه بهش زنگ میزنم 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
احتمالا آینده روابط ما هم همینه

از اول باید اینجوری باشه که بعد ش مشکلات پیش نیاد 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
من زیاد تو این باغها نبودم و درگیر درس و زندگیم بودم، سرم ک خلوت شد فهمیدم جریان از چه قراره

با مادر شوهر خواهر شوهر میشه کنار اومد اما جاری اصن 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
با مادر شوهر خواهر شوهر میشه کنار اومد اما جاری اصن 

یعنی همه ی جوره ن؟ خودمونم جاری هستیم دیگه ولی خدایی من اصلا حسادت نمیکنم به اون، چون سرم به زندگی خودم گرمه و دنبال اینم ک چطور حال و هوای زندگیم رو بهتر کنم. ولی اون حتی ما چیزی بخریم تا چنوخ انگار حالش بد میشه، خودشو حتی تحت فشار گذاشته ک من رانندگی میکنم اونم بره گواهینامه بگیره


راستش حس میکنم بیشتر از این ناراحتم ک قبلا خیلی باهاش درد دل میکردم و حتی ناراحتی از شوهرمم بود میگفتم بهش، اونم میگفت، ولی الان پشیمونم میگم کاش اصلا فاصله بینمون از بین نمیرفت. الان خیلی ارتباطمون کمه فقط تو مهمونی هم رو میبینیم، 

ی چیز دیگه م اینکه چون پوشش و ... رعایت نمیکنه جلوی شوهرم، حتی اونا هستن وسط پذیرایی دراز میکشه و ... خیلی دوسدارم حالش رو بگیرم، از طرفی اصلا دوسندارم بهش فکر کنم، الانم جلوم دراز کشیده، شایدم میخواد نشون بده ک من براش مهم نیستم ک جلوم دراز کشیده

یعنی همه ی جوره ن؟ خودمونم جاری هستیم دیگه ولی خدایی من اصلا حسادت نمیکنم به اون، چون سرم به زندگی خ ...

عزیزم همه که بد نیستن اما خوب همه م که خوب نیستن خودمم هنوز دلیلشو نفهمیدم چرا جاری باهم خوب نیستن البته مال من دختر دایی شوهرمه چشش دنبال شوهر من بود بگیرش که ای کاش همونو می‌گرفت از روز اول که ما ازدواج کردیم این خونه پدرشوهرم بود آخر خودشو غالب کرد بعدم برادر شوهرم با من دشمن کرد منکه میدونم دردش چیه امیدوارم خدا بهش آرامش بده

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
2790
2778
2791
2779
2792