چند روز پیش بود به نامادریم گفتم بریم از بازار برای من چادر بخریم(نگین با خاله یا خواهرت برو که هیچکدوم رو ندارم) الان بهش گفتم داد زد مگه نمیبینی تازه از بیرون اومدم چرا اذیتمیکنی دست از سرم بردار
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما شنبه از محل کارم شام دعوت کردن باید تا شنبه می خریدم چندروزم که تعطیلاته
بچه نیستی پس بزرگ سالی و سرکار میری
عزیزم نتی بخر نشد خودت بخر
اگه فک میکنی با طلاق اوضاعت بدتر میشه پس بین بد و بدتر ،بد رو انتخاب کن ،کر و کور و لال شو تا حداقلش ارامش داشته باشی شاید دراینده اوضاعت تغییر کرد 💢دکتر هلاکویی💢خداوند از همه نسبت به بندگانش مهربانتره من اینو به چشم خودم دیدم 😍😍😍😍😍عاشقتم خدااااا
رفتارش عادی بوده مثل خیلی از مادرهای بی حوصله ولی چون اسمش رو گذاشتید نا مادری یا زن بابا دیگه کارهاش خیلی گرون تموم میشه،وگرنه خیلی از مادرها رفتارهای سختگیرانه و عصبی بیشتری دارن