شوهرم گوشیش دستم بود داشتم بازی میکردم ناغافل رفتم پیامای چند سال قبلش با دوستشو میدیدم که یهو دیدم دارن درمورد یه دختر حرف میزنن 😥انگار شوهرم باهاش دوست شده بود و درمورد ولنتاین و تولد گرفتن براش حرف میزدن ... دست و پامو داره میلرزه..من فک میکردم فقط خودم تو زندگیش بودم 😭تمام تصوراتم ریخت بهم..چیکار کنم من😭😭😭
چرا فک کردی ک فقط تو بودی؟ همه ادما توو گذشتشون یکی بوده ک دوسش داشتن یه دوست بودن یا ی حس خوبی بهش ...
آخه شوهرم خیلی خودشو خوب جلوه میده..قبلا ها میگفت دختر میومد مغازم محلش نمیدادم سرد برخورد میکردم حالا انگار این از مشتریاش بود 😭😭پی وی دوستش بود که اونم دیلت شده بود حسابش ولی دیانا مونده بود
همه تو گذشتشون یه کارایی کردن باور نکن که یه پسر دوست دختر نداشته و خودتو ناراحت نکن چون زندگیت جهنم میشه و افسرده میشی از شوهرت سرد میشی منم فکر میکردم شوهرم پیغمبره ولی وقتی دستش رو شد حدود دوسال حالم بد بود و افسرده بودم و هرروز گریه میکردم آخر فقط اعصاب خوردیش موند برام
همه تو گذشتشون یه کارایی کردن باور نکن که یه پسر دوست دختر نداشته و خودتو ناراحت نکن چون زندگیت جهنم ...
بخدا فک نمیکردم اینطوری باشه😭میدونستم با دخترا و زنای بیشتری به واسطه کارش ارتباط داره ولییی اینجوری نههه که بیاد خانومم صداش کنه چیزی که الان به منم میگه 😭😭😭