شوهرم گوشیش دستم بود داشتم بازی میکردم ناغافل رفتم پیامای چند سال قبلش با دوستشو میدیدم که یهو دیدم دارن درمورد یه دختر حرف میزنن 😥انگار شوهرم باهاش دوست شده بود و درمورد ولنتاین و تولد گرفتن براش حرف میزدن ... دست و پامو داره میلرزه..من فک میکردم فقط خودم تو زندگیش بودم 😭تمام تصوراتم ریخت بهم..چیکار کنم من😭😭😭