وااااااااااااای وحشتناک بود بیشتر میترسیدم تا درد داشته باشه خواب بودم داشتم خواب میدیدم به نظرم خوابم خوب نبود چون با وحشت از خواب پریدم دستمو بردم نزدیک گوشم تا حسش کردم خواستم با انگشت درش بیارم کردمش داخل وااااااااااااااای تکون میخورد اولش سعی کردم درش بیارم اما نشد صدایم در اومد شوهرمم میخواست امروز دیر بره اداره بیچاره با صدای من بیدار شد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
کم کم داشتم جیغ میزدم خیلی ترسیده بودم خونه خواهعرم هستیم اونو پارسا هم بیدار شدن خواهرم فکر کرده بود پارا خواب بد دیده پارسا هم شوکه شده بود خلاصه همه را ترسوندم خواهرم روغن ریخت توی گوشم چند لحظه تکون خورد و تموم شد البته هنوز توی گوشمه ولی بس که گوشکو فشار دادم نمیدونم بیرون بیاد یا نه دوست شوهرم گفته تا عصر ببیاد شستشو بدیم درش بیاریم خلاصه وحشتناک بود خدایی نکرده براتون اتفاق افتاد هول نشین سریع روغن یا قطره گوش بریزین وگوشتونو فشار بدین تا تکونش اذیتتون نکنه
تو گوش من یه بار مگس رفت هی ویز ویز میکرد من بچه بودم مامانم میگفت چیزی نی که یه هو نیدونم گاز گرفت چی شد دردم اومد چنان جیغی زدم خیلی حس بدی بود مامانم اینا بردنم دکتر یه قطره ریختن گفتن خودش میمیره و مرد گفتن رو این گوشت بخواب تا صبح در میاد
برو دکتر الکل میریزه تو گوشت میکشتش درش میاره. بعضی حشرات میچسبن به پده ی گوش. به هییییچ عنوان نباید با دست درش بیاری اگرم نمیترسی میتونی خودت ادکلن بزنی تو گوشت و وقتی مرد تخلیه اش کنی
خدایا تو آنى که آنى توانى چپانى جهانى در استکانى [smiley]s/sm06.gif[/smiley] خدایا صدهزار مرتبه شکرت . گل دخمل مامان ١٠ تیر ٩٣ اومد و خونمونو روشن کرد
نه عزیزم هییییچی تو گوشت نکن. ادکلن یا الکل سفید بریز بمیره بعد رو گوشت بخواب در میاد. یه سری سوسک هستن وقتی تو گوش میرن پرزهای پاشونو گیر میدن به پرده گوش. اگه به زور بکشیش بیرون پرده گوش رو پاره میکنن خطرناکه
خدایا تو آنى که آنى توانى چپانى جهانى در استکانى [smiley]s/sm06.gif[/smiley] خدایا صدهزار مرتبه شکرت . گل دخمل مامان ١٠ تیر ٩٣ اومد و خونمونو روشن کرد