الان دقیقا ۵ ماهه ک عقد کردیم
نامزدم کارش تو جاده اس کلا نمیرسه کارای اداری و توی شهر رو انجام بده
توی این ۵ ماه تمام کار ها مثل تعویض روغن و لاستیک و لنت ماشین سواری
خرید وسایل برای ساخت خونه مثل کالاهای برقی و لوله و این چیزا
همش بانک برای پیگیری وام و این چیزا
رو من انجام دادم
هروقتم خونه بوده واسش رفتم غذا درست کردم(پدر مادرش شهر نیستن بیشتر میرن خونه باغشون)
بعد یکبار میخاست بره بانک شناسنامش رو توی خونه پذرم جا گذاشتم رفتیم برداریم
بهم گفت وقتی تو رو میبینم و با زنای بقیه مقایسه میکنم از زنذگیم ناامیذ میشم چرا انقدر حواس پرتی🙃🙃🙃خیلی این حرفش زو دلم موند
دیشب داشتیم باهم حرف میزدیم بعذ سه روز بهش گفتم حرف اونروزت خیلی دلمو شکست مگ زنای مردم چیکار میکنن که من نمیکنم من فقط ۲۲ سالمه کدوم دختر ۲۲ ساله ای میره توی تعمیرگاها یا اداره ها و دنبال وام و اینجور چیزا ک تو به من تیمه مینذازی و کارامو بی ارزش میکنی