کامل درک می کنم چی میگی چون خودم تو این شرایط بودم
بشین با مادرت صحبت کن بگو شوهرم خانواده ش این مدلی نیست دیگه توقع اومدن خونه پسرداییت رو از شوهر من نداشته باش نهایتش ازش با زبون نرم بپرس خونه فلانی میای اگر قبول کرد که فبها اگر نکرد بگو باشه
باهاشم مطرح کن که بفهمه تو قید چه مهمونیایی رو به خاطر اون زدی
گاهی هم بعضی جاها با جلب رضایت شوهرت اگر اون کار داره و نمی تونه خودت تنهایی با خانواده برو
به مادرتم بگو حساسیاتاشو کم کنه چون داره اثر سو روی روابط تو و شوهرت می ذاره