چند روزه ینی دقیقا از دم لحظه تحویل تا الان یه سره باشوهرم سر چیزای الکی دعوا و قهر میکنیم.مثلا سال تحویل ۳ ساعت مونده اومد گف مامانم دعوتمون کرد مامانشم پایین خونه ماست منم خونه مامانم دعوت بودیم گفتم نه زودتر میگفتی.میریم خونه مامانم و زنگ زدم وکنسل کردم شام. و فهمیدم این خودش گفته ب مامانش ک بیایم. خلاصه سال تحویل قهر کرد باهام ن روبوسی ن چیزی ن عکسی.و از اون روز تا الان یه تو میگم با خشم سرم داد میزنه ک چرت و پرت نگو هی سرم رفت کاش نمیگرفتمت از کجا پیدات شد.و تازه دست بزنم پیدا کرده مثلا اگ زیاد جوابشو بدم و کم بیاره میزنه دستم یا سرم. منم خیلی ناراحت میشم.یا مثلا امروز ۱۳ بدر دیشب گف مامانمم ببریم باخودمون گفتم نمیخام مامانت و خانوادم و خاله هام باهم باشن از اول میگفتی تا با مامانت میرفتیم خلاصه صب شد رفت ب مادرش گف گف نمیاد اینم خیط شد خلاصه رفتیم گردش با مامانم اینا بخدا مامانم اینا انقد هواشو دارن میگن میخندن باهاش اینم همچنین.سوار ماشین شدیم گفتم خوش گذشت میگ نه پرووو. منم ناراحت شدم.در حال رانندگی بود ک گفتم عزیزم ی مشورت گف بکن.گفتم تولد یکسالگی پسرمون میوفته ب رمضان بیا عید فطر ک ۳ روز بعد تولدش اونوقت بگیریم آخه مامانمم میگف ک میخاد تالار بگیره و شام بده گف بگیره من ۸ ام ک تولد خودشه افطاری میدم ب خانوادم و خانوادت. منم راستتش گفتم چرا پس دو تا شام بدیم یا دوتا تولد خب با ماماتم شریک شو تالار خوبه بعدازطهز بگیریم خلاص شیم وااای زد رووو پاام محکم کم زر بزن بهم گف سرمو بردی هر غلطی میکنی بکن من باید افطاری بدم ب خانوادم.اصلا خانوما باور کنین حساسیت نداشت یجوری شده کلا ک حساس شده یا منو حرص بده.خونم ب من اصلا کمک نمیکنه از وقتی اومدیم باهام قهر قهر در این حد ک با عموم حرف میزد گفتم چی میگف نگف بهم. واقعا خستم کرده.حالا میدونم همش دنبال اینک حرصم بده از فردا با کمک نکردناش با نون نخریدن واس افطارم ک مثلا بگم برو بخر بگ بامن حرف نزن دیگ خستم از زندگیم😔کسی شوهرش این شکلی بوده ببخشید زیادگفتم از درده😑
الان بهم بگین اینحا کی مقصره؟ مامانم اینا ک هرسال با ما میرفتن خونه عموی بابام. اینبار ما ...
صد درصد مقصر اول مادرت مقصر دوم خودت.صد درصد.شوهرت حتی یک درصد هم مقصر نیست.من همیشه قضاوت هام روی پنجاه پنجاه یا شصت چهل یا هفتاد سی هست.ولی مورد شما با اطمینان میتونم بگم صد درصد مقصری.حالا دیگه هر طور صلاح میدونی.