2777
2789
عنوان

چرا اخه😐😐

| مشاهده متن کامل بحث + 1058 بازدید | 54 پست
استارتر شرمنده بخدا اینو میگم. شما سنت کم بود و بی تجربه بودی نمیدونستی نباید با خانواده شوهر تو یه ...

میدونستم عزیزم خیلیا بهم گفتن....من گفتم خانواده خوبین چه میدونستم اینطوری میشد مامانمم همیشه میگفت حدتو رعایت کن....میدونستم شوهرم اینطوریه بخدا قسم نمیومدم...اصلا ازدواج نمیکردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اوایلش اینطوریه،شما زودتر برو بالا،اصلا هم نگو چیکار کنه،بعد یه مدت به خونه خودتون عادت میکنه زیاد ا ...

من به اون نمیگم چیکارکنه عزیزم اگه من زود بیام و نمونم باهام دعوا میکنه

نمیدونم چطوری...ماهمیشه در حال جنگ و دعواییم و همشم سر خانوادشع خیلی از هم دور شدیم دیشب جدا خوابیدم ...

تا یسال طبیعیه جنگ و دعوا چون یسال طول میکشه اخلاق همو بشناسین همدیگرو درک کنین خب طبیعیه همسرت لجبازه دوس داره حرف حرف خودش باشه با مادرشوهرت صمیمیی؟ اگ اره بگو اون نصیحتش کنه سر اینجور چیزا دعوا نکنه باهات 


میدونم جدایین میگم چیشد ک رفتین بالای اونا زندگی کنین؟

چقد ناراحت شدم برات😔😔باهم قهریم عزیزم دیگه ازش خوشم نمیاد راستش....من واسش اهمیتی ندارم فقط خانوا ...

کاملا میفهممت انگار خود منی.منم هر روز خودمو لعنت میکنم که گیر کسی افتادم که ذره ای ارزشم رو درک نکرد و منو به خانواده ی ظالمش فروخت.الان که بچه دارم میگم کاش جدا میشدم و با یه مرد قدرشناس ازدواج میکردم هم خوشگلم هم با کمالات و با تحصیلات عالیه.صد در صد خاستگار میومد واسم اما الان اسیر یه بچه هستم دارم بخاطر اون میسوزم و صدام تو گلوم خفه میشه.کاش اگر تو شرایطش رو داری جدا بشی .چون بعد از بچه پوستت کنده میشه باور کن

کاملا میفهممت انگار خود منی.منم هر روز خودمو لعنت میکنم که گیر کسی افتادم که ذره ای ارزشم رو درک نکر ...

بخدا منم شوهرم اون اولا میگفت تو خیلی خوشگلی از من سرتری و این حرفا(دوران عقد) خواستگارم زیاد داشتم ولی خب اومد و باهم حرف زدیم فکر کردم که بیام طبقه بالا اینطوری نمیشه و شد...

تا یسال طبیعیه جنگ و دعوا چون یسال طول میکشه اخلاق همو بشناسین همدیگرو درک کنین خب طبیعیه همسرت لجبا ...

وای توروخدا اسم مادرشوهرمو نیار که نصف این قضایا زیر سر اونه انقد تو گوشش خوند که زنت تنها نره بیرون نمیذاره من تنها بیرون برم...و خیلی چیزای دیگه

خب اینجا واسه پسرشون خونه ساخته بودن و کار شوهر و پدرشوهرمم باهمه تک پسرع پولم نداره اونقد که واسه خرید خونه لازمع

میگم خب عزیزم من از در مهربونیم وارد شدم نشد...خیلی باهاش حرف زدم با ناراحتی با عصبانیت با بغض ولی ق ...

وای عزیزم با چه شرایط سختی ازدواج کردی... قبل ازدواج متوجه نشدی اینطوریه؟ من پدر همسرم فوت شده و این مساله برام مهم بود که مادرش وابسته بهش نباشه. اصلا منظورم این نیست که مادرشو به خاطر من بذاره کنار. ولی خب ما ازدواج کردیم که اولویت هم باشیم وگرنه منم خانواده دارم. و چندین بار تو نامزدی دیدم که مثلا کمکش میکرد میبردش اینور اونور ولی تا یه حدی. البته معمولا اون دوران گل و بلبله ولی باز میشه متوجه شد. در رابطه با شما من نمیدونم واقعا کار درست چیه چون میگی لجبازه... شما اول زندگیتونه الان باید خیلی ذوق و شوق داشته باشین برا کنار هم بودن بیرون رفتن و... از الان اینطوره اصلا خوب نیست. کاش یه مشاوره بری. یا با یه مشاور خوب تلفنی صحبت کنی. برای زندگیت تلاش کن که تغییرش بدی. دست رو دست نذار پس فردا میبینی افسردگی گرفتی نشستی خونه زندگی هم نکردی

                حس من به نی نی سایت، به ترتیب😉
وای توروخدا اسم مادرشوهرمو نیار که نصف این قضایا زیر سر اونه انقد تو گوشش خوند که زنت تنها نره بیرون ...

عزیزم طبیعیه الان نزاره بری بیرون بخدا منم اینجوری بودم شوهرم نمیزاش برم گیر میدادولی الان ک یسالو نیم گذشته اصلا کاری نداره کجا میرم چیکار میکنم چون اعتماد داره واقعا منو شناخته میدونه چجوریم من خودمم گیر میدادم اوایل هرکاری میکرد فقط بحث داشتیم چن ماه اول الان ولی ن خداروشکر یسال بگذره عادی میشه ب اینچیزا حساس نباش ب فکر این باش بتونید زودتر از اونجا برید 

وای عزیزم با چه شرایط سختی ازدواج کردی... قبل ازدواج متوجه نشدی اینطوریه؟ من پدر همسرم فوت شده و این ...

نه قبل ازدواج اینطوری نبود....الان مثلا برای من یه دونه چیپسم بگیره واسه خواهراش میگیرع یه بار گفتم واسم پاستیل بگیر وقتی اومد نگرفته بود گفت پایین خواهرم دیده دادمش به اون!!!هرچیییی واسه من میگیرع واسه اوناهم میگیره حتی یه چیز کوچیک خستع شدم از دستش...انگار ذوق و شوق نداره شایدم داره از خانوادش میترسع یعنی خیلی اهمیت میده که چی میگن و چی فک میکنن

عزیزم طبیعیه الان نزاره بری بیرون بخدا منم اینجوری بودم شوهرم نمیزاش برم گیر میدادولی الان ک یسالو ن ...

خداکنه❤️❤️شوهرمم بخواد بذارع خانوادش نمیذارن خیلی دخالت میکنن مخصوصا مادرشوهرم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز