بچه ها مادرشوهرم ماهه..ماه..ماه ..ماه...
فقط تو یه سری مسائل زیادی اغراق میکنه..
امروز توی جمع چنان ازبی پولی شوهرم حرف میزد که من خجالت کشیدم درحالی که شوهرم مشکل مالی نداره فقط ما تصمیم گرفته بودیم به جای حنابندون وعقد مفصل یه عروسی خوب بگیریم..الان عقدیم..حالا خلاصه مادرشوهرم چنان باآب وتاب ازبی پولی شوهرم حرف میزد که درتوانش نیست بعد به برادرم وپدرم میگفت حالا هرچی شما بگین..پدر وبرادر منم بنده خدا موندن که چی بگن..
بعدش شوهرم رفت پیش پدرم بعدازمراسمگفت واقعا مشکل مالی نیست ولی پدرم فکر میکنه داره شوهرم تعارف میکنه دوستش نیست...خلاصه خیلی شوهرم خرد شد توی جمع..دلم براش میسوزه..