2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

187 بازدید | 14 پست

بچه ها مادرشوهرم ماهه..ماه..ماه ..ماه...

فقط تو یه سری مسائل زیادی اغراق میکنه..

امروز توی جمع چنان ازبی پولی شوهرم حرف می‌زد که  من خجالت کشیدم درحالی که شوهرم مشکل مالی نداره‌ فقط ما تصمیم گرفته بودیم به جای حنابندون وعقد مفصل یه  عروسی خوب بگیریم..الان عقدیم..حالا خلاصه مادرشوهرم چنان باآب وتاب ازبی پولی شوهرم حرف می‌زد ‌که درتوانش نیست بعد به برادرم وپدرم میگفت حالا هرچی شما بگین..پدر وبرادر منم بنده خدا موندن که چی بگن..

بعدش شوهرم رفت پیش پدرم بعدازمراسم‌گفت واقعا مشکل مالی نیست ولی پدرم فکر میکنه داره شوهرم تعارف میکنه دوستش نیست...خلاصه خیلی شوهرم خرد شد توی جمع..دلم براش میسوزه..


الان مادرشوهرت گله داره که چرا خرج مراسمتونو شوهرت نتونسته بده؟! والا ما خرج عقد و عروسی مونو تا قرون آخر خانواده ها دادن. تازه کادوها رو هم دادن به خودمون ما رومون نشد برگردوندیم بهشون

پدرم میگه حالا که دستش نیست یه مهمونی مختصر..


من الان اصلا مسئله عروسی نیست.. مسئله این که مادرشوهرم توی جمع کاری کرد که همه فکر میکنن شوهرمن داره به زور زندگیشو سر میکنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان مادرشوهرت گله داره که چرا خرج مراسمتونو شوهرت نتونسته بده؟! والا ما خرج عقد و عروسی مونو تا قرو ...

میگفت ما درتوانمون نیست پسرم درتوانش نیست..ولی اگه شما مراسم بخواین چشم میگیریم ولی خب بااین حرفش رسما داره میگه مراسم نگیرین..

مادرشوهرم خیلی مهربونه..خییییلی..ولی همیشه نگران جیب بچه هاش..

حالم از هرچی مادرشوهره بهم میخوره حاضرم ۱۰ سال از عمرمو بدم فقط بهم بگن از فردا دیگه اون و اون یکی پسرشو نمیبینی

ندارم هيچ اميدي به اين دنياي تبعيدي... كه من از بد بياباني گرفتم راه دريا را..
میگفت ما درتوانمون نیست پسرم درتوانش نیست..ولی اگه شما مراسم بخواین چشم میگیریم ولی خب بااین حرفش رس ...

اشکال نداره بعضی وقتا لازمه اونجور حرف زدن دیگه به قول خودت بابات هم غریبه نیست 

حالم از هرچی مادرشوهره بهم میخوره حاضرم ۱۰ سال از عمرمو بدم فقط بهم بگن از فردا دیگه اون و اون یکی پ ...

نه مادرشوهرم خیلی مهربونه..خیلی..بنده خدا بیماری هم داره درحدی که جراحی میخواد..ولی خیلی فکر جیب همسرم.. نه اینکه بهش بگه برای زنت خرج‌نکن ولی مثلا میگه عروسی نه واین چیزا

اشکال نداره بعضی وقتا لازمه اونجور حرف زدن دیگه به قول خودت بابات هم غریبه نیست 

آخه همسرم رو خرد کرد..بعدش شوهرم رفت پیش پدرم گفت واقعاچیزی که دوست دارین روازمن بخواین من توانش رودارم..

میگفت ما درتوانمون نیست پسرم درتوانش نیست..ولی اگه شما مراسم بخواین چشم میگیریم ولی خب بااین حرفش رس ...

یکم گیج شدم من. من اینجوری فهمیدم که الان شما میخواستین بجای چندتا مراسم یه عروسی خوب بگیرین و میخواستین خرجشو شوهرت و پدرشوهرت بدن ولی مادرشوهرت میگه کلا هیچ مراسمی نگیرین یا فقط حنابندون بگیرین. درسته؟

یکم گیج شدم من. من اینجوری فهمیدم که الان شما میخواستین بجای چندتا مراسم یه عروسی خوب بگیرین و میخوا ...

آره.

میگه یه مهمونی مختصر فقط بگیرن وبرن ماه عسل..

میگه هرچقدر شماهاست  دارین دعوت کنید ولی ازسمت ما چون برای عقد اومدن دیگه نمیان ..مامان منم میگه خب مگه‌میشه بعد مادعوت کنیم بگن پس گو فامیلای داماد؟؟

شوهرم میگه نه اینجور که مادرم میگه نیست فامیلای ماهم میان ..ولی مادرشوهرم میگه یه مهمونی مختصر بعد برن ماه عسل 

آره. میگه یه مهمونی مختصر فقط بگیرن وبرن ماه عسل.. میگه هرچقدر شماهاست  دارین دعوت کنید ولی ا ...

پس خرجو دنگی میدین دیگه؟ یعنی والدین خودت خرج مهموناتونو میدن شوهرت اینام خرج مهمونای خودشونو

خب اونا کمتر مهمون دعوت کنن شما بیشتر

دیگه خرج صدنفر فامیل درجه یکو که شوهرت و پدرش باهم میتونن بدن. اصلا میتونین به فامیلاتون بگین دوتا مراسم گرفتین یکی برای فامیلای عروس یکی داماد. خیلی روتینه اینکار

من اصلا عروسی گرفتن برام مهم نبود ولی اگه برات مهمه حتما مراسم بگیر چون دیگه هیچوقت نمیتونی جبران کنی و به دلت میمونه.

پس خرجو دنگی میدین دیگه؟ یعنی والدین خودت خرج مهموناتونو میدن شوهرت اینام خرج مهمونای خودشونو خب او ...


نه خرج بااوناست کلا..

من مسئله این که شوهرم رومادرشوهرم جوری توجمع جلوه داد که خجالت کشید

نه خرج بااوناست کلا.. من مسئله این که شوهرم رومادرشوهرم جوری توجمع جلوه داد که خجالت کشید

حالا جمع مادر پدرای خودتون بودن دیگه. کس دیگه ای که نبود؟ مهم نیست بابا. الان هیچکی از پسر جوون و تازه داماد توان اقتصادی بالا انتظار نداره.

ولی جدا اگه عروسی به دلت میمونه تعداد مهمونا رو کم کنین ولی بگیرین مراسمو. چون مادرشوهرت درسته اینجوری گفته ولی خیلی قاطع هم نگفت نه. الان یکم نگران مخارجه ولی وقتی مراسم بگیرین خودش تو مراسم پسرش احساس غرور و رضایت میکنه از اینکه گرفتین مراسمو

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز