سلام دوستان ببخشید میشه یکم کمکم کنیدمن ارایشگرم و به مراکز بیماری رفتاری رفتم تست ایدز ازون کیت ها هست مثل بی بی چک تست ازم گرفتن و منفی بود خدارو شکر الان از اون روز میترسم اونجا الوده باشه من گرفته باشم چون با یه چیزی خون روی انگشتمو برداشت پلاستیک مانندی بود بعدشم فک کنم انداخت دور ولی میترسم قبل من برای یکی دیگه استفاده کرده باشه و منم زده رو انگشتم الان میترسم ازون روز من هر روز یه علائمی دارم غددای لنفاوی متورم گلو درد نمیدونم هزار درد خیلی میترسم ممکنه چنین چیزی؟؟؟ تروخدا بیاید
دقیقا بنده خداست عزیزم، یکی از بدبختترین و مظلومترین قشر همین آدمهان. اگه از نزدیک شاهدش باشی اشکت درمیاد براشون. انگ و تبعیض علیهشون خیلی زیاده. کلا معضلات جامعه یه لایه زیری داره که ماها نمیبینیم، لایه رویی همونیه که ما میبینیم و میگیم زنیکه خاکبرسرش چرا نرفت بره یه شغل آبرومند بخور نمیر پیدا کنه اومده جامعه رو به فساد میکشه. ولی حقیقتش اینه که مثلا اون زن ۲۰ ساله الان از شدت اعتیاد مثل یه زن ۵۰ ساله شکستهست، کودک کار بدنیا اومده و مافیای این شغل مجبورش کرده از ۱۰ سالگی تنفروشی کنه، مادرش تنفروش بوده به همین شکل و بهزور و بخاطر پولی که درمیارن معتادشون میکنن. هر بچهای بدنیا میارن رو با ترس تحویل بهزیستی میدن و میمونه اینور اونور بچه چون اگر دختر باشه باز میبرنش توی همون سیستم فساد بهزور و اگر پسر باشه میره کودک کار میشه (یا حتی مجبورش میکنن به تنفروشی!). بعضیها وسط خیابون زایمان میکنن و اینقدر عاجزن که هیچ راه برگشتی برای خودشون نمیبینن مگر این که یکی کمکشون کنه از اون ترس و تسلط خلاص شن. قشر زنهای تنفروش بدبختترین زنهای ایرانن واقعا.
Wer wartet mit Besonnenheit, Der wird belohnt zur rechten Zeit
دقیقا بنده خداست عزیزم، یکی از بدبختترین و مظلومترین قشر همین آدمهان. اگه از نزدیک شاهدش باشی اشک ...
عزیزم اونایی که ازبچگی مجبورشدن رو ندیدم ولی یه همسایه داشتیم از اون سر کشور با دخترش اومده بود بعد همش باگوشی حرف میزد که شوهرم خرجی نمیداد بد بود و...وشبی حداقل ۲۰مردو ساپورت میکرد حتی شوهر همسایه روبه رویی رو از چشمی دیدم رفت خونش!!🤐 بعد غیر مستقیم به زنش گفتم بیا بریم این خانمو بندازیم بیرون از مجتمع مریضی میندازه به جونمون بعد میدونی چی گفت؟گفت ولش کن گناه داره به ماچه😐 اگه میفهمید شوهرش رفته خونش چی؟؟عزیزم اینا انگل ها وشیاطین جامعه هستن باید ازشون ترسید چرا اونا دلشون برای زنهای متاهل نمیسوزه؟من که ازوقتی اونو دیدم وشوهر همسایه رو دیگه هرکدومو ببینم تف میندازم روش...خب بره گدایی خیلیییییی بهتره تااینکه اونجوری خودشو آرایش میکرد برا مردها تازه چه مردهاییییی سبیل کلفت ترسناک منم دیگه همسایه رو بیخیال شدم و دوماه بعدش ازاونجا رفتیم...
عزیزم اونایی که ازبچگی مجبورشدن رو ندیدم ولی یه همسایه داشتیم از اون سر کشور با دخترش اومده بود بعد ...
حالا کاری به این تعداد ندارم، اینا اونایی هستن که ما میبینیم و انتخاب آگاهانه داشتن، این دسته که آگاهانه انتخاب کردن خب مشخصه فکر و هدفشون، ولی اینا اکثریت اون قشر نیستن، اکثریت اون قشر همین آدمهایی هستن که ما اصلا زندگیشون رو نمیتونیم تصور هم بکنیم یعنی فکر میکنیم فقط برای فیلمها و رمانهاست. همین تعداد اندک چون به چشم ماها تو زندگی روزمره بیشتر دیده میشن باعث میشه درمورد بقیه هم همین فکر رو بکنیم. :)
Wer wartet mit Besonnenheit, Der wird belohnt zur rechten Zeit
حالا کاری به این تعداد ندارم، اینا اونایی هستن که ما میبینیم و انتخاب آگاهانه داشتن، این دسته که آگا ...
من که خوشم ازشون نمیاد به هیچچچ وجه انشالله که هیچ وقتم نبینمشون چون یکیشونو از نزدیک دیدم که چقدر شیطان صفت بوده حتی دورو بر شوهرمنم میپلکید کثافط تا اینخکه شوهرم بهش رییید دلم خنک شد!تازه یه دخترهم داشت ولش کرده بود ماشبن بهش زد مرد کلی دیه گرفت کثافط...بازم چشمش دنباله مردها بود اصلا اول نمیدونستم این چکارس ومیومد نذری میداد به همسایه ها🤐 ولی خدایی دهنشو باز میکرد حالم بدمیشد کلا پراز انرژی منفی بود هیچ نکته ی مثبتی نداشت فقط همش به فکر زنه همسایه ام که نکنه ایدزی چیزی گرفته بدبخت....ولی خب خودش هم بی عرضه بود رفته بود بااون عفریته دوس شده بود🤐😂😂 شماهم دلت نسوزه اونقدرها زنه کارتن خواب نداریم که بخوان تن فروش شن بیشتریا کرم دارن فرار میکنن یا طلاق میگرن و....
اتفاقا تعدادشون خیلی زیاده عزیزم، خیلییی زیاد، چون به واسطه شغل همسرم دیدم دارم میگم اینا در اکثریتن
همسرم که نظامیه میگه بیشترشون مریضن و کرم دارن و دختر فراری هستن یکیشو میگفت داداشاش دستوپاهاشو میبندن که دیگه فرار نکنه موها سرشو تیغ زده بودن باز یه راه میافت فرار میکرد میرفت خونه ی پسرا...
همسرم که نظامیه میگه بیشترشون مریضن و کرم دارن و دختر فراری هستن یکیشو میگفت داداشاش دستوپاهاشو میبن ...
هستن این شکلی هم هستن، نمیگم نیستن، ولی یه سر بری مراکز کاهش آسیب و گرمخونهها اصلا تعداد وحشتناکی میبینی... اینقدر زیادن که جا براشون نیست و پرن این مراکز، اینقدر که مثلا خانمه میاد التماس میکنه توروخدا اگه به من جا نمیدید حداقل بچهم رو نگه دارید اینجا، یا از ترس این که بچهش رو با خودش نپذیرن بگن جا نداریم بچه رو میذارن پشت در و میرن که فقط بچه در امان باشه...
Wer wartet mit Besonnenheit, Der wird belohnt zur rechten Zeit