اوایل ازدواجمون شوهر منم همین کار و میکرد . منم خنگ می افتادم دنبالش میگفتم تو رو خدا بیا پیشم بخواب و این حرفا. تازه چقدر هم گریه میکردم. صبح هم میپرسید دیشب راحت خوابیدی بازم اشک ریزان میگفتم نه . بعد یه مدت به خودم اومدم .قهر که میکرد کاریش نداشتم. حتی طرفش هم نمیرفتم.بهش هم نمیگفتم چرا جاتو عوض میکنی. الان شکر خدا کمی آدم شده.
منم بیشتر دیده بودم خانوما اینجوری میکنن من تو این چند سال تو هر شرایطی این کارو نکردم البته اینم بگما جای دیگه نمیتونم بخوابم ولی این عین خرس میخوابه هرجا