2777
2789
عنوان

دلنوشته

25 بازدید | 0 پست

رسوای نمایش پرده ی چشمانت شده ام 

بی تو کجاهایی در ذهنم شکل گرفت 

کجاهایی به رنگ دلتنگی 

کجاهایی به معنی با من بمان

کجاهایی به سان چشمانت 

غریب و نادر

بی تو از همه ی بودن هایت دلتنگی ماند

دلتنگی که سایه اش روی چشمانم سنگینی میکند و جزر و مد در نگاه من آغاز میشود 

نقاب غریبگی را از روی صورتت بردار

چتر چشمانت را باز کن 

لب هایت را آشتی بده تا با هم دست بدهند و زمزمه کنند دوست دارم


اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم ، از نو با من آشنا شو ...
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز