عاشق نشدم که دقیق بدونم تا جایی که شنیدم عشق به معنی افراط افراط در دوست داشتن وجوری که ادم کر کور میشه هیچ بدی از طرف مقابلش نمیبینه فقط خوبیاشو میبینه شاید این بهترین تعریف از عشق باشه
مردانگی جنسیت سرش نمیشه انسانیت که نداشته باشی نامردی
حاضرم من درد بکشم اون خوشحال باشه با اینکه ولم کرد
یچیزی بین حماقت و دیوونگیه عشق
دعا میکنم اسیرش نشی:)
کاربر سال 95 کاش اندوه آدمی به عمرِ گلها بود :) نگاه ناگهانِ تو به چشم من همین که خورد، تمامِ من خلاصه شد درون چشم های تو🥀 گمان نمی کنم شود دوباره با خود آشنا، دچار گشته هر که بر جنونِ چشم های تو... ببر مرا به عالمت... به عالم جنونِ خود🌙 بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است🌑 به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است 🌊🌊عطر تو را نفس زدم درون سینه آنقدر....که آه هم می کشم بوی تو پخش می شود....
شبیه ادمی که چشماش تار میبینه سیاه سفید بهش یه عینک میدن که دنیارو رنگی ببینه اگه مراقب عینک نباشه یا زیاد تحت فشارش بذاره میشکنه از طرفی انقدر عینکشو این زاویه دید دوست داره که فکر میکنه هیچ عینک دیگه ای به دردش نمیخوره