2777
2789
عنوان

دعانویس

| مشاهده متن کامل بحث + 378 بازدید | 36 پست
[QUOTE=219258199]با جنا درارتباطه[/QUOTEعزیزم بیاشخصی شمارشو بهم بده یکسال نیمه شوهرخواهرمورها کرده ...

عزیزم من نمیدونم واسه شماخوب باشه یان یهو بدباشه بعد منونفرین میکنی

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....

چند وقت پیش یه خانمی تو محله خاله‌ام بود که خاله ام برای سربراه کردن شوهرش رفت پیشش وقتی چند روز گذشت خالم اومد خونه ما و شروع کردن تعریف و تمجید کردن از اون خانم دعانویس خداییش کاری کرده بود که من اصلا شاخ درآوردم و بهش حسابی معتقد شدم تصمیم گرفتم برم پیشش که دخترخالم گفت منم برا حاملگیم میام باهات ، آخه حامله میشد ولی هربار بچه اش سقط میشد تو همون هفته های اول ، وقتی رفتیم چون خیلی گرون میگرفت و دم از میلیون و اینا میزد من بیخیال شدم ولی دخترخالم یه میلیون بهش داد و یه دعا برا حامله شدنش ازش گرفت و از قضا تضمینی بود ، دو ماه بعد دخترخالم حامله شد که این اعتقادمو خیلی بیشتر کرد اینبار بچه اش تا دوماه سقط نشد ولی سر دوماه یه درد وحشتناکی گرفت که مجبور شدن چند وقت بیمارستان بخوابوننش بعدش مجبور شد بچه رو سقط کنه ولی بعد از سقط یه سری تومور تو رحمش پیدا شد و هنوز که هنوزه تحت درمانه و دکتر بهش گفته دیگه هرگز نباید حامله بشه ، شوهرخالم هم الان دوباره همونی شده که از اول بود 

من مشابه این چیزا زیاد دیدم طلسم شیطانیه و خدا از کسیکه بره دنبال طلسم رحمتش رو دور میکنه . شاید اوایل احساس کنید همه چی بهتر شده ولی بعدش میبینید چقدر نکبت و گره وارد زندگیتون میشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من واقعا سرد شدم بهم دعاداد گف تو اب ترشی بریز بخور بعد من میمردم واسش اما خیلی دیگ واسم عادی شد و م ...

منم مثل تو شدم دقیقا. بلاتکلیفم. دعا گرفتم. دعا نویس گفت برمیگرده ولی من خیلی سرد شدن هیچ حسی دیگه ندارم بهش

منم مثل تو شدم دقیقا. بلاتکلیفم. دعا گرفتم. دعا نویس گفت برمیگرده ولی من خیلی سرد شدن هیچ حسی دیگه ن ...

برگشت؟

روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....

میدونی من سرکتاب باز کردم گفت برات دعا گرفتن . دو سه تا دعا داد بهم. همش چشمم دنبالش بود .... تا اینکه دعا ها رو بجا آوردم برا اونم باید فلفل با دعا میسوزوندم. این کار رو کردم ولی خودم خیلی خیلی سرد شدم‌. فک کنم اون دعایی که دعا نویس گفت برات گرفتن این بوده که ازش دل نکنم و همش آویزونش باشم. حالا از اون روز حاضر نیستم ریختشو ببینم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز