2777
2789
عنوان

کمکم‌کنین

74 بازدید | 8 پست

سنم کمه و ۱ ماه نیس عروسی کردم با تموم آرزوهایی که داشتم همشون بهم خورد چون مادرشوهرم‌اومده و با ما زندگی میکنه و ماهم بخاطر یه کاری اومدیم یه شهر دیگ زندگی برام شده جهنم هر لحظه قیافشو میبینم اعصابم خورد میشه از یه طرف هم درس میخونم میخوام دانشگاه قبول بشم ولی اومده با ما و من هم حالم خوب نیس شوهرمم آدمیه که نمیشه چیزی بهش گف

راهنماییم کنین چیکار کنم 

تعداد رای : 0
نظرسنجی
نمیدونم
0
0%
نمیدونم
0
0%

خوبی گلم . آدم قوی کسی در هرشرایطی برا هرمشکلی یه راه حل دلشته باشه.قرارنیست کل ارزوهات با یه اتفاق خراب بشه.

اگه مادرشوهرت ادم بدی که سخته یه کم اما اگه حوبه زندگی و براخودت جهنم نکن بعضی اتفاقا موقتی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آخه کاملا مخالفه که با وجود مادرش مخالفت کنم و اینکه جطوری خودمو آروم‌کنم

فداتبشم سعی کن با کسی صحبت کنی ارومت کنه انگیزه ادامه درس خوندن بهت بده 

زندگی ادامه داره عزیزدلم بعد هر سختی اسونی هست مطمعن باش هدفتو محکم دنبال کن ❤️

 درمانم تویی، دیگران بیهوده می‌جویند تسکینم... 💜 
مرسی که با حرفاتون آرومم میکنین

خواهش عزیزم

هیچی مثل حرف زدن ارومت نمیکنه

ادم درستیو انتخاب کن ک قضاوت بیجا نکنه

 درمانم تویی، دیگران بیهوده می‌جویند تسکینم... 💜 
آخه چطوری کنار بیام واقعا تحمل این قضیه سخته

سخت که واقعا سخته اما قرار نیست  برا این مسئله با شوهرت مشکل پیدا کنی و توخاتواده شوهرت بد بشی و ازچشمشون بیفتی. مخصوصا که همسرت اگه باهاش دوستانه هم صحبت کنی قبول نمیکنه مادرش باهاش نباشه. پس باید شما وجود مادرشوهرت و نادیده بگیری درکنار اینکه احترامشم حفظ میکنی راحت و شاد لحظه های خوبی برا شوهرت و خودت بسازی . 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز